دختری که به یاری کودکان تنهای نپالی آمد

1395/11/13 |
15:50 |
شناسه خبر: 174478
  دختری که به یاری کودکان تنهای نپالی آمد

10 سال پیش، «مَگی دوینی» کوله‌پشتی بر کول، خانه‌اش را ترک کرد تا قبل از ورود به کالج، سفری به دور دنیا داشته باشد.

رقیه بهشتی

ایران آنلاین /او که دیپلمه است، چند گاهی در صومعه بودایی‌ها زندگی کرد، در بازسازی دیواری در کشور فیجی مشارکت کرد و بعد به هندوستان سفر کرد و با آواره‌های نپالی کار کرد. در آنجا، او با دختر نپالی ملاقات می‌کند که دنبال پدر و مادرش می‌گردد. دوینی با او همراه می‌شود... و اینجا بود که زندگی دوینی به طور غیرمنتظره‌ای تغییر کرد.
یک دهه جنگ داخلی در کشور به پایان رسیده و دوینی اثرات مستقیم این جنگ خانمان سوز را در نپال می‌بیند. او با زنان و کودکانی ملاقات می‌کند که برای زنده ماندن می‌جنگیدند.
دوینی که حالا 28 ساله است می‌گوید: «دیدن آنها نگاه مرا تغییر داد. کودکانی را می‌دیدم که با چکش به بستر رودخانه‌ها می‌رفتند، سنگ‌های بزرگ را برداشته و به قطعات کوچکتر می‌شکستند و این قطعات کوچک را می‌فروختند تا شکم‌شان را سیر کنند. آن هر روز از صبح تا شب این کار را می‌کردند.»
دوینی با والدینش تماس می‌گیرد و از آنها می‌خواهد 5000 دلاری را که برای کالج پس‌انداز کرده برایش بفرستند.
در سال 2006، دوینی زمینی را در منطقه سورکیت در غرب نپال می‌خرد. او همراه با مردم محلی دو سال تلاش می‌کند تا خانه بچه‌های دره کوپیلا را بسازد. امروز کوپیلا که در زبان نپالی به معنای «غنچه گل» است، خانه 50 کودک از نوزادی تا نوجوانی است.
دوینی برای رشد و توسعه فعالیت‌هایش، سازمان بلایندناو را تأسیس می‌کند. در سال 2010، مجموعه او مدرسه دره کوپیلا را باز می‌کند که امروز بیش از 350 دانش‌آموز در آن درس می‌خوانند.
دوینی از آن زمان تا امروز در نپال زندگی می‌کند و سالی چند بار برای دیدار با خانواده‌اش  سفر می‌کند.
او در پاسخ به خبرنگار سی‌ان‌ان که پرسیده بود چگونه با 50 کودک زندگی می‌کند می‌گوید: «ما زندگی جمعی داریم. ما خانواده‌ای 50 نفره هستیم که از نوزاد 8 ماهه تا نوجوان 16 ساله در آن وجود دارد. همه کار کرده و به همدیگر کمک می‌کنیم. بچه‌ها همه کارهای این خانه بزرگ را خودشان انجام می‌دهند. آنها غذا می‌پزند و سعی می‌کنند کارشان را بخوبی انجام بدهند و نسبت به کارشان متعهد هستند. ما صبح از خواب بیدار می‌شویم و به مدرسه می‌رویم. بعد به خانه بر می‌گردیم. بچه‌ها تکالیف‌شان را انجام می‌دهند و سپس با کمک هم شام می‌پزیم. شب هم به رختخواب می‌رویم تا آماده ورود به روز زیبای دیگری بشویم.»
خبرنگار در ادامه از دوینی می‌پرسد که شما چگونه کودکی را برای زندگی در این محل می‌پذیرید؟ «هدف سازمان ما در وهله اول زندگی کودک کنار خانواده‌اش است. برای ورود به این خانه، کودک باید پدر و مادرش را از دست داده باشد یا توسط آنها مورد اذیت و آزار قرار گرفته باشد یا اینکه والدینش زندانی باشند.
 برای همین ما در ابتدا یک تحقیق جامع و کامل در این زمینه انجام می‌دهیم. به محل زندگی کودک می‌رویم و برای اطلاعات دقیق‌تر از نیروی پلیس کمک می‌گیریم. ما حتماً باید گواهی تولد کودک و در صورت لزوم گواهی‌های فوت پدر و مادر او را به دست بیاوریم. این امر ضروری است.
هر سال حدود 1000 تا 1500 نفر به ما معرفی می‌شوند. ما معمولاً آنهایی را انتخاب می‌کنیم که به بیشترین کمک نیاز دارند و بدون وجود و حضور ما امکان مدرسه رفتن ندارند. بیشتر آنها در کلبه‌های گِلی یک اتاقه زندگی می‌کنند. غذایی که می‌خورند فقط در حدی است که زنده می‌مانند. ما سعی می‌کنیم باری را که روی دوش والدین قرار دارد سبک کنیم. ما برای بچه‌ها مواد غذایی تهیه می‌کنیم، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی را فراهم می‌کنیم، کتاب تهیه می‌کنیم و آنها را در مدرسه رایگان‌مان ثبت‌نام می‌کنیم.
دوینی می‌گوید که از کار با جامعه محلی به این حقیقت رسیده که برای برطرف کردن مشکل، مردم محلی باید با هم کار کنند و این «ما» است که می‌تواند زندگی را زیباتر کند. «برای من مهم بود که چون این طرح در نپال است، خود مردم نپال در آن کار کنند و فعال باشند. اینجاست که شما چهره‌های مصمم مردان و زنان نپالی را می‌بینید.»
او در پایان به خبرنگار سی‌ان‌ان می‌گوید: «من به دنبال توسعه این طرح هستم و امیدوارم لبخند را به کودکان بیشتری در نپال هدیه بدهم. حالا من فقط یک دختر کوچولو با کوله پشتی نیستم. من انسانی هستم که آرزوهای بزرگی برای مردم دارم و در این جهت تلاش خواهم کرد.»/روزنامه ایران

 

نظرات | 0 نظر
captcha