ion

تئاتری درباره واقعیت زندگی کارتن خواب ها

اجتماعی /
شناسه خبر: 173249

زندگی واقعی ومستند بی خانمان ها و کارتن خواب ها و چالش میان دیده و دل و عقل، هدف از ساخت نمایش «شلتر» است؛ تئاتر مستندی که به زودی روی صحنه می رود. نمایشی که به روایت سفری تلخ در کوچه و خیابان های شهر و زندگی بی خانمان ها می پردازد. همان هایی که هر روز و هر شب، سنگین ترین و ترحم برانگیز ترین نگاه‌ها را به جان می خرند.

ایران آنلاین /تئاتر «شلتر» به کارگردانی امین میری  آماده است تا روی صحنه برود. اجرایی نو که بعد از احساس آبی مرگ(کار قبلی میری) برای دومین بار در ایران تجربه می‌شود و این بار مبتنی بر زندگی کارتن خواب هاست. میری کار را با تحقیقاتی مفصل و تشکیل گروهی پرتعداد آغاز می‌کند. در طی زمان، سوژه مد نظر پخته و پخته‌تر می‌شود تا در نهایت به سوژه‌ای می‌رسند که از سوژه ابتدایی بسیار جامع‌تر است و طرح آسیب‌های متعددی را در خود جای داده است. تحقیقات کتابخانه‌ای نمایش شلتر از اردیبهشت ماه آغاز شد و در ادامه بیش از 6900 صفحه مقاله، رمان، نمایشنامه و همچنین مشاهده نزدیک به 7 هزار دقیقه فیلم و مستندهای ایرانی و خارجی مرتبط را دربرگرفت. ضمن اینکه از خرداد ماه نیز تحقیقات میدانی و مصاحبه با مؤسسه‌های مردم نهاد در مناطق سرچشمه، شوش، دروازه غار و پارک هرندی تهران و... دنبال شد. گروه با 49 مرد و زن که تعدادی از آنها همچنان کارتن خواب و تعدادی نیز نجات پیدا کرده از این عارضه بودند، آغاز شده و صدها ساعت مصاحبه را دربرگرفت تا کار نهایی نوشته شود(که تلخیصی از این مصاحبه‌ها در خلال نمایش شلتر به نمایش درمی‌آید).میری می‌گوید: گروهی که در ساخت این تئاتر مستند همکاری داشتند فشار روحی زیادی را متحمل شدند چرا که برای نخستین بار در فضای کار تئاتر، بخش‌هایی از اثر مستند «شلتر» بر اساس مصاحبه‌های واقعی با افرادی که با پدیده کارتن خوابی درگیر بوده و هستند، ساخته شد و حرف‌های این افراد بدون دخل و تصرف در متن آمده است. ضمن اینکه در راستای مصاحبه‌ها تلاش شده چرایی پدیده و وضعیت کنونی زندگی آسیب دیدگان مورد بررسی قرار گیرد؛همچنین کودکی‌های این افراد و کودکان‌شان برایمان از اهمیت بالایی برخوردار بود. از طرفی بیشتر از آنکه بخواهیم حرفی بزنیم یا به دنبال درس دادن باشیم، هدفمان این بود که موقعیت موجود را تشریح کنیم و در خصوص چرایی آن حرفی برای گفتن داشته باشیم، به همین دلیل لازم بود در گام نخست نگاه خودمان را نسبت به این موضوع تغییر دهیم تا به این ترتیب نگاه و ذهن‌هایی که در خوابند و باید بیدار شوند، تغییر کند.
حلقه‌های یک زنجیر
«متأسفانه در جامعه به گونه‌ای جا افتاده است که افراد با دیدن یک فرد کارتن خواب هر فکری به ذهن‌شان می‌سد جز اینکه آن فرد چه پیشینه‌ای داشته و از کجا به این نقطه در زندگی‌اش رسیده است. به همین خاطر ما در این کار به دنبال راهی هستیم که نشان دهیم همه این افراد از بدو تولد در همین نقطه نبوده‌اند، بلکه اشتباهات خودشان و دیگران مانند حلقه‌های زنجیر به هم مرتبط شده تا یک فرد به چنین شرایط بحرانی برسد.»میری با بیان این واقعیت افزود: گاهی ناخواسته رفتارهایی انجام می‌دهیم که نمی‌دانیم چه عاقبتی دارند، در حالی که همین دعواهای خانوادگی پدر و مادرها که از آن به‌عنوان نمک زندگی یاد می‌شود، در موارد بسیاری زندگی فرزندان را با آسیب‌های متعددی رو به رو می‌کند. این در حالی است که خودشان گمان می‌کنند رفتارهایی معمولی دارند که قرار نیست بر زندگی فرزندان‌شان تأثیری بگذارد اما درست همان زمان که کار از کار گذشت، خواهند دید که دیگر چاره‌ای جز پذیرش اشتباه و کوتاهی خود نخواهند داشت. در نتیجه تحقیقات انجام شده مشخص شد بروز پدیده کارتن خوابی به نوع رفتار پدر و مادر و اطرافیان یک فرد و حتی تعصبات بی‌مورد و چالش برانگیز، بستگی دارد. مثلاً گاهی اوقات والدین به دلیل سوء‌تفاهم‌ها مسائل را به گونه‌ای دیگر حل کرده‌اند که باعث شده فرزند دخترشان مجبور به فرار از خانه شود و در نهایت بلایی به سرشان بیاید که از آن می‌ترسیدند.
تیم تحقیق ما متشکل از 8 نفر و تمام اعضای گروه به اضافه اعضای پشت صحنه حدود 50 نفر بودند، اما افرادی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم با تیم همراهی داشتند تعدادشان به 200 نفر می‌رسید که به جرأت می‌گویم کار کردن در مورد این سوژه نگاه اکثر اعضای تیم را نسبت به پدیده کارتن خوابی متحول ساخت و همه دریافتند افرادی که گرفتار این پدیده شده‌اند در ظاهر دست از زندگی کشیده‌اند اما در باطن احساساتشان زنده است و با قرار گرفتن در معرض نگاه های معنادار و توأم با ترس، دلگیر می‌شوند و در مقابل از ترحم نیز بیزارند.
در هیاهوی زندگی
میری از اینکه این ماراتن به روزهای آخرش نزدیک می‌شود احساس خوشایندی دارد و می‌گوید: در بین افراد بی‌خانمان، هستند کسانی که از خانواده‌های فرهیخته و آبرومند می‌آیند یا برای خودشان کاره‌ای بوده‌اند و با وجود تجارت یا زندگی مثلاً در دبی، به منطقه دروازه غار و کارتن خوابی رسیده‌اند. از این‌رو احساس خوبی که جمع‌مان را دوره کرده است نه از نگاه هنرمندانه و به منظور دیده شدن، که بیشتر به دلیل شنیده شدن حرف دل آدمهایی است که در هیاهوی زندگی صدایشان شنیده نمی‌شود و گروه تئاتر مستند شلتر در قبال‌شان احساس تعهد اخلاقی می‌کند.
به زندگی متعهدم
«حوزه کارهای اجتماعی برایم جذابیت خاصی دارد و همواره در زمینه هنر به جنبه اجتماعی قضایا توجه دارم؛ به همین دلیل با نوشتن این اثر و بواسطه برخوردهایی که در خلال این کار دیدم عواطفی در من شکل گرفت که برایم قابل احترام بودند.»ساناز بیان - نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر ایرانی – که نویسندگی این کار را بر عهده گرفته است، ادامه داد: با وجود اینکه نسبت به دو کار دیگر متعهد بودم و بیماری جسمی هم داشتم نتوانستم از پدیرفتن این کار صرف نظر کنم زیرا احساس می‌کردم این کار به من تعلق دارد. از طرفی کار پژوهشی گسترده و دقیقی که طی دو سال در خصوص این اثر انجام شده و آن همه موشکافی در تحقیقات میدانی و کتابخانه‌ای که صورت گرفته بود، عاملی برای انگیزه بیشتر من برای همکاری با این گروه شد. وی یادآور شد: بخش زیادی از علاقه‌ام به تجربه شخصی‌ام باز می‌گردد چراکه مادرم روزنامه نگار بود و در مجله زنان فعالیت داشت و از آنجا که در فضای خانواده‌ام بحث‌های اجتماعی زیادی مطرح می‌شد، ناخودآگاه علاقه به این حوزه در وجودم نهادینه شد. من ته ذهنم باور دارم که بخش مهمی از هنر، نقد، پرسش کردن، مشغول ساختن ذهن و به چالش کشیدن است و رسالت هنر به هیچ عنوان قضاوت کردن، اشک در آوردن و تبدیل شدن به یک بنگاه خیریه نیست. خوشبختانه نگاه من و امین میری در این زمینه بسیار به هم نزدیک است و به جای اینکه هدف از این کار مستند را در آوردن اشک مخاطبان بدانیم قرارمان بر این بوده است که فرصتی برای نقد و پرسش ایجاد کنیم.
مسئولان غافل
«هرجایی که زخمی وجود دارد به نوعی خود را به آنجا می‌رسانم زیرا بسیار دوست دارم که از زخم‌ها بنویسم به همین خاطر انگار نوشته هایم نوعی زخم نگاری هستند و این برایم بسیار جذاب است که در کارهایم و دراوج سیاهی‌ها، همچنان زندگی جریان داشته باشد. همان‌طور که در تئاتر مستند «شلتر» هم در تلخ‌ترین لحظه‌های زندگی این آدمها زندگی در جریان است.» بیان با اشاره به این نکته افزود: وقتی از دور به بی‌خانمان‌ها نگاه می‌کنیم، گویا حجمی از پتوهای مندرس، ظروف یکبار مصرف و غذاهای نیمه خورده به چشم می‌آید در حالی که همین توده کثیف که از دور دیده می‌شود، آدمی است که هنوز یک انسان است و احساس و عاطفه دارد. واقعیت این است که دیگر دوره شخصیت آتقی در مجموعه «آیینه عبرت» به سر آمده و آن کهن الگو و تصویر مثالی از فرد معتاد که بشدت هم کلیشه‌ای بود دیگر معنایی ندارد. خوشبختانه «شلتر» هم گویای این است که فرد مبتلا به اعتیاد موجود مچاله‌ای نیست که متوجه اطرافش نباشد بلکه در زندگی همین افراد لحظه‌هایی وجود دارد که در عین دردناک بودن بشدت میل‌شان به زندگی را نشان می‌دهد. از این‌رو وظیفه انسانی‌مان ایجاب می‌کند از مدیومی که به آن اشراف داریم آن پرسشی که باید را مطرح سازیم.تئاتر شلتر (شلتر به معنای سقف است) پیوند مستقیمی دارد با کاشانه و همان هویت و امنیتی که همه ما به دنبال آن هستیم. در میان بی‌خانمان‌ها از بچه‌های طلاق بسیارند؛ کسانی که نا امنی و بی‌پناهی را تجربه کرده‌اند و از بد روزگار حالا نیز سفر تلخی در خیابان‌ها دارند که خودشان هم نمی‌دانند در جست و جوی چه چیزی هستند. قصدمان این است تا مخاطب از تماشای این تئاتر و این همه نزدیکی غافلگیر شود و نقش خود را در قبال موضوعی که تاکنون در قبالش مسئولیتی حس نمی‌کرده، پیدا کند./روزنامه ایران
 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.