ion

چگونه حسگرهای اخلاقی را میان ایرانیان فعال کنیم

اجتماعی /
شناسه خبر: 173013

نخ تسبیح و حلقه واسط میان آدمیان در زندگی اجتماعی و حتی سبک زندگی شخصی، تمسک به نوعی از اخلاق است. آموزه‌ها و باید و نبایدهایی که هر فردی برای زیست و حیات خود در نظر می‌گیرد و مناسبات خود با دیگران و مجموعه رفتارهایش را سامان می‌دهد.

ایران آنلاین /علیرضا صدقی: مجموعه این آموزه‌ها، تعریفی از اخلاق را به دست می‌دهد که بر مبنای هر فرد متغیر و متفاوت می‌شود. به تبع نوع دستورالعمل‌های به کار رفته در سلوک شخصی آنان، بارم‌گذاری و ارزش‌گذاری‌های مختلف انجام شده و به شکلی تبیین یافته بروز می‌کند. برای فهم این‌ آموزه‌ها باید به بازخوانی مجدد آن‌ها در زمینه‌های مختلف نشست و ابعاد تازه‌ای از آن به دست داد. به طور کلی می‌توان و باید زمینه‌های دستورهای اخلاقی را در حوزه‌های مختلف از یکدیگر تفکیک کرد تا به رهیافتی اصولی از آن دست یافت.
مجموعه دستورها و احکام اخلاقی گوناگون‌اند، اما در یک تقسیم بندی کلی می توان مسائلی را که از نظر عرفا به اخلاق مرتبط دانسته می‌شود دو دسته دانست. بخشی از این دستورالعمل‌ها ناظر است به رشد و تعالی و شکوفایی شخصی و بخش دیگر ناظر به امور اجتماعی است. به عنوان نمونه، اینکه شخص مراقب باشد که عمرش را به بطالت نگذراند در حوزه و دسته اول قرار می‌گیرد و اینکه به دیگری ظلم نکند و حقوق کسی را زیر پا نگذارد به بخش دوم یا همان دستورالعمل‌های اجتماعی باز می‌گردد. از نمونه‌های دیگر می‌توان به قبح خودکشی فارغ از نهی شرعی اشاره کرد که امری است در حوزه اخلاق شخصی، اما قبح قتل دیگری در حوزه اخلاق جمعی و عمومی قرار می‌گیرد.
عزت نفس داشتن از مقوله اول است و توهین به دیگری روا نداشتن از مقوله دوم. دستورها و احکام اخلاقی دسته نخست سلوک شخصی و فردی آدمیان را شکل می دهند و دستورها و احکام اخلاقی دست دوم سلوک اجتماعی آنها را. البته در یک نگاه ظریف اخلاقی می توان گفت رعایت یا عدم رعایت احکام دسته اول هم می تواند تبعات اجتماعی داشته باشد، همچنان که رعایت یا عدم رعایت احکام دسته دوم در سلوک فردی شخص هم موثر است.
ولی مسئله این جستار پرداختن به این ظریف نگری و بحث در سلوک اخلاقی نیست، بلکه تاکید بر همان تقسیم بندی است و نشان دادن اهمیت آن. چرا که ظریف بینی مذکور ناظر است به دفعی که در آن ابتدائیات اخلاق رعایت شود و نخبگانی را به کار می آید که دغدغه جدی اخلاقی دارند و می خواهند خود را بسازند یا تغییر دهند تا شاید دنیا ساخته شود و تغییر یابد.
در یک نگاه حداقلی نیازی به این ژرف نگری نیست و از قضا با برجسته کردن این تقسیم بندی می توان فضای عمومی اخلاقی تری پدید آورد، زیرا قسم و دسته دوم که به معنایی در کنار حقوق قرار می گیرد برای ادامه حیات یک جامعه و برپا ماندن یک مدینه قابل زیست، اهمیتی حیاتی دارد. شاید به همین سبب است که در اندیشه متفکران روزگار مدرن که از حیث شخصی آدمیان را آزاد می دانند تا وقتی آزادی دیگران را مختل نکنند و در عوض به جنبه های اجتماعی و مدنی زندگی آدمیان اهمیت بسیار می دهند و به آن بسیار می اندیشند این تقسیم بندی، برجستگی چشمگیر یافته است.
چنان که مثلا هگل، در اساس دو اصطلاح برای اخلاق به کار می برد؛ یکی Moralita که ناظر است به خلق و خوی شخصی و اخلاق فردی و دیگری Sittlichkei که ناظر است به اخلاق اجتماعی و مدنی و آنچه محل توجه اوست و به آن اهمیت
می دهد قسم اخیر است. چرا که هیچ جامعه و مدینه ای شکل نمی گیرد مگر آنکه در آن این قسم اخیر رعایت شود. اصولا می توان گفت تفاوت اجتماع و گروه و تجمعی از آدمیان با جامعه و مدینه در همین وجود اخلاق مدنی و اجتماعی و به عبارت ساده رعایت حقوق است.
از همین جهت است که می بینیم به رغم جدید بودن این تقسیم بندی مفاد آن کهن است و در جوامع و مدنیت های
ریشه دار و تاریخ مند گذشته نیز به رعایت احکام دسته دوم اهمیت چشمگیر داده شده است، چنان که برای نمونه در سنت خود ما «الغیبه اشد من الزنا» را می توان چنین فهمید.
پرهیز از غیبت امری است ناظر به وضع اجتماعی و مدنی و حقوق دیگران، لذا به شدت توصیه شده و عدم رعایت این امر و غیبت کردن گناهی بزرگ تر از زنا دانسته شده که قبح آن در نظام اخلاقی سنتی کاملا آشکار است، اما به نظر می رسد امروزه به این جنبه از اخلاق متاسفانه چندان اهمیتی داده نمی شود.
همه گروه‌ها و اندیشمندانی که در این باره صحبت کرده و آن را مورد کنجکاوی‌های محققانه قرار داده و به جای بی اعتنایی به امری مربوط به ساحت خصوصی دیگری خبرش را دهان به دهان منتقل کرده‌اند، با اینکه حتی می دانستند در سرزمینی که گاهی دزدی از زنان را با آزار جنسی همراه می کنند تا شخص دزدزده از ترس آبرو به جایی شکایت نکند، این کار در حکم نابود کردن دیگری و نه فقط او که خانواده و نزدیکان اوست؛ در ساحت اجتماعی دچار بی اخلاقی بزرگی شده‌اند.
اخلاقی بودن یک جامعه را نباید از حاکمان و زمامداران چشم داشت. هرچند آموزش اخلاق جمعی و مدنی را در مدارس
می توان از دولت خواست، اما حقیقت این است که در این عرصه از هیچ کس جز خود مردم جامعه کاری برنمی آید. در جامعه ای که همه به خلقیات دیگران کار دارند و درباره آنها داوری و قضاوت اخلاقی می کنند، اما چندان دغدغه اخلاق اجتماعی را ندارند مشکلی هست که باید به آن فکر کرد.
در جلوی دوربین تلویزیون اگر از هر یک از آحاد جامعه بپرسند که وضع اخلاقی جامعه را چگونه می بینید همگی احتمالا از اخلاق همدیگر تعریف خواهند کرد، اما تصور عمومی از اخلاق اجتماعی این کشور مثلا در میزان اعتمادی که به هم می‌توانند داشته باشند، آشکار می شود و یکی از جلوه های این اعتماد پدیده با مزه چانه زدن است. این مثال ساده نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به مکانی که از آن خرید انجام می‌دهند یا قرار است بخشی از سرمایه خود را برای خرید شی یا خدماتی هزینه کنند، به هموطن خود اعتماد و اطمینان ندارند.
دستورات و احکام اخلاقی در جامعه فراوان است و به نظر نمی رسد چیزی از این جهت کم و کسر باشد، اما ما ایرانیان نیاز داریم بیاموزیم و کوشش کنیم به دیگران هم یادآوری کنیم که اخلاق اجتماعی مهم است و باید آن را رعایت کرد وگرنه حکایت ما و آموزه های اخلاقی مان حکایت کسی است که بالای صخره ای نقشه اش را پهن کرده بود و می گفت طبق نقشه من الان روی آن قله روبه رویی هستم!
با این وصف به نظر می‌رسد چیزی که بسیار اهمیت یافته و می‌تواند زمینه‌ساز رفتارهای کارآمد و قابل توجه قرار گیرد، توجه به آموزه‌های اخلاق اجتماعی است. در این مسیر، هدایت مردم و یافتن راهبردی برای برون‌رفت از آن یکی از وظایف رسانه‌های جمعی است. این رسانه‌ها هستند که باید با تکیه بر حقیقت و ماهیت اخلاق جمعی دستورالعمل‌هایی را در راستای رعایت اخلاق اجتماعی ارائه کرده و راهبردهای آن را جستجو کنند. به یقین، این خود مردم هستند که می‌توانند شرایط مناسب‌تری را برای زیست خود فراهم آورند.
شاید لازم باشد که قبل از هر اقدامی سعی شود تا حس‌گرهای اخلاقی را بیش از دیگران در مورد خودمان فعال کنیم. این حس‌گرهای اخلاقی مدت‌هاست که از کار افتاده یا کم‌کار شده‌اند. کم‌کاری و از کار افتادگی این حس‌گرها ما را تبدیل به انسان‌هایی مسخ شده کرده که نسبت به بسیاری از رفتارهای نادرست خود با دیده اغماض نگاه می‌کنیم و از آن‌جا که بار روانی این عدم توجه پا برجا می‌ماند، سعی داریم با برون‌ریز آن در رفتارهای دیگران بخشی از این بار را تخلیه کنیم. رعایت حداقل استانداردهای اخلاقی با تکیه بر آموزه‌هایی که بخشی از آن‌ها از پس سده‌های متمادی به ما رسیده و بخش دیگرش محصول دنیای مدرن و اندیشمندان حوزه اخلاق و اجتماع و فلسفه است، یکی از اصلی‌ترین روش‌‌های حصول نتیجه مطلوب است. زنگاربرداری از شخصیت اجتماعی و صیقلی کردن آیینه وجود فردی، بازتاب‌ها و پژواک‌های درست و صحیحی به دست می‌دهد که می‌توان با بهره‌گیری از آن‌ها انسان‌تر از گذشته زیست./ابتکار

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.