ion

در نشست بررسی کتاب «پرسه در خاک غریبه» مطرح شد

پیدا و پنهان ادبیات ضدجنگ

فرهنگی /
شناسه خبر: 166921

نشست بررسی کتاب «پرسه در خاک غریبه» با حضور احمد دهقان، نویسنده کتاب و مجید قیصری و محمدرضا بایرامی شامگاه دوشنبه در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در این نشست درباره آنچه به‌عنوان «ادبیات ضدجنگ» مطرح است بحث شد.

ایران آنلاین /به گزارش ایسنا، در ابتدای این نشست احمد دهقان درباره ایده‌ اولیه برای نوشتن این کتاب گفت: دقیق خاطرم نیست که ایده اولیه برای نوشتن این رمان از کجا شکل گرفت اما بسیار دوست داشتم داستانی درباره برف و کوهستان و سرما بنویسم. دلم می‌خواست داستانی باشد که فضای آن متفاوت باشد. سال قبل از آن کتاب «دشت‌بان» را نوشته بودم و دوست داشتم که این متفاوت بودن در آن فضا نیز تکرار شود. به همین دلیل به کردستان عراق آمدم و داستان عده‌ای مهاجر را نوشتم. عده‌ای که در آنجا زندگی می‌کنند و عده‌ای نیز به سمت آنها می‌روند تا آنها را نجات دهند. این ایده ابتدایی قصه بود که شکل گرفت و سعی کردم آدم‌هایی را که کمی متفاوت باشند و تاکنون در داستان جنگ دیده نشده‌اند به تصویر بکشم.

احمد دهقان در پاسخ به سؤالی مبنی بر زنده شدن بحث ادبیات ضدجنگ در جامعه پس از چاپ این کتاب گفت: تجربه من نشان داده است که انسان در دو زمان خیلی باید بترسد. یکی زمانی است که توپخانه دشمن ساکت است و دوم زمانی است که سیاستمدارها و منتقدان حرف نمی‌زنند. وقتی توپخانه دشمن ساکت است بدین معنی است که بزودی آتش وحشتناکی روشن خواهد شد و وقتی منتقدان سیاست‌زده ادبیات که از سیاست جدا نیستند، ساکت هستند معلوم است که در آن زیر اتفاقاتی در حال رخداد است و باید گفت وای بر حال آن نویسنده و کتابی که این موضوع شامل حالش شود. گمان می‌کنم چنین اتفاقی راجع به این کتاب رخ داد. هنگامی که این کتاب منتشر شد، سکوت بود و سپس گفت‌وگو راجع به ادبیات ضدجنگ و ادبیات سیاه و همه نام‌هایی که بر آن نهادند به راه افتاد. به نظرم این لحظه نقطه تاریکی برای این کتاب و نویسنده است.
در ادامه مجید قیصری در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه کدام ویژگی کتاب «پرسه در خاک غریبه» مخاطب را به سمت خود می‌کشد گفت: احمد دهقان آدم جنگ‌دیده‌ای است در نتیجه از طریق تلویزیون و اخبار با جنگ آشنا نشده است. این موضوع در حالی است که مخاطب از طریق تلویزیون، تصویر و خاطرات دیگران با واسطه با جنگ آشنا شده است. او درباره ضدجنگ بودن ادبیات این کتاب هم گفت: داستان جنگی که ضدجنگ نباشد، داستان جنگ نیست. من فکر نمی‌کنم ما بتوانیم ادبیاتی خلق کنیم که مثل داعش بیاید و بگوید شما بروید و خود را به کشتن دهید تا خداوند به شما پاداش دهد. شما همه رزمنده‌های ما را بیاورید و ببینید کدام یک از آنها با این نگاه به جنگ رفته‌اند و ذات جنگ را مقدس می‌دانند. به نظر من چیزی که در جنگ مقدس است، آدم‌های آن است. در حقیقت آدم‌هایی که معنویت داشتند و نگاهشان یک نگاه شیعی بود و نوع نگاهشان به عالم متفاوت بود. در حقیقت می‌خواهم بگویم جنگ مقدس نداریم و مطمئناً با چنین ادبیاتی روبه‌رو نخواهیم شد، بلکه آن چیزی که مقدس است، دفاع است و دفاع در تمام آیین‌ها از ابتدای خلقت تا انتهای خلقت مقدس است. حتی اگر ببینید یک مرغ از جوجه‌اش دفاع می‌کند، آن نیز مقدس است. این اتفاقی است که در تمام ابنای بشر رخ می‌دهد و خداوند نفس دفاع کردن را در تمام انسان‌ها قرار داده است. برای مثال وقتی روس در برابر آلمان می‌جنگد، آیا دفاع مقدس نیست؟ یا وقتی فرانسه در برابر آلمان دفاع می‌کند، مقدس نیست؟ دفاع در هر شکلی و در هر نقطه‌ای از عالم مقدس است. اینکه فکر کنیم فقط دفاع ما مقدس است، تفکر غلطی است. برای مثال اکنون می‌بینید که عراقی‌ها نیز در برابر داعش دفاع می‌کنند و این مقدس است. باید بگویم دلیل خلق ادبیاتی برای دفاع مقدس این است که بگوید که جنگ در ذات خود موجب ویرانی است و اینکه بیاییم یک تهدید را تبدیل به فرصت کنیم و به نفع خود از آن چیزی بیرون بکشیم، هنری است که شما آن را انجام داده‌اید.
سپس محمدرضا بایرامی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه کدام ویژگی کتاب «پرسه در خاک غریبه» مخاطب را به سمت خود می‌کشد گفت: دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد و همان‌طور که آقای قیصری نیز گفت، مربوط به زاویه نگاه نویسنده‌ای به نام احمد دهقان است و ثانیاً به انتخاب او از منابع و مصالحی که در دست داشته است برمی‌گردد. به نظرم کتاب «پرسه در خاک غریبه» موقعیت آدم‌ها را در جنگ بیان می‌کند و این آدم‌ها که قربانیان این جنگ نیز هستند، محدود نبوده و فقط ما شامل آن نیستیم. به نظرم به این زاویه نگاه کسی تاکنون نپرداخته و همانند زاویه نگاه ایشان در کتاب «دشت بان» نو و جدید است.
وی ادامه داد: به نظرم نوع نگاه نویسنده است که در قدم اول، اصالت دارد و شاید در نگاه اول به نظر برسد که چیزی دم دستی است. انگار در کارهای احمد دهقان، متن به صورتی نوشته شده است که نویسنده را نمی‌بینیم و انگار آن را حذف کرده و دریچه‌ای را به حادثه باز می‌کند که در آن بازی فرمی آنچنانی نیست و خیلی از چیزهایی که بقیه، داستان خود را با آن پر می‌کنند نیست. این موضوع به شما اجازه می‌دهد که جنگ را ببینید و چنان بی‌واسطه به آن نگاه کنید که فکر کنید آن نوع نگاه بسیار ساده است و من هم می‌توانم در ابتدای کار خود این‌چنین بنویسم. از این دست اتفاقات در کارهای نویسندگان رئال‌نویس بسیار دیده می‌شود برای مثال خود من در کتاب‌های زیادی دیده‌ام که چقدر راحت نوشته شده است اما عملاً چون آن نوع نگاه را ندارند این اتفاق رخ نمی‌دهد. به نظر من نوع نگاه ایشان مهم‌ترین ویژگی این اثر است و کار با اهمیت دیگر ایشان این است که انگار نویسنده حذف شده و داستان بدون هیچ واسطه‌ای در معرض دید قرار گرفته است. همچنین این موضوع از سمت کسی است که خود شاهد و ناظر بوده و آن‌قدر حرفه‌ای است که دست خود را رو نمی‌کند و نشانه‌های آنچه را که می‌خواهد به ما القا کند نمی‌توان متوجه شد. در حقیقت یک واقعیت عریان به نظر می‌آید که کاملاً در سبک رئالیستی قرار گرفته و ارتباط مطلوبی با مخاطب پیدا می‌کند. از این زاویه بسیار قابل توجه است./روزنامه ایران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.