مهدی تقوی «اقتصاددان»

از فراموشکاری منتقدان اقتصادی شگفت زده ام

1395/10/22 |
17:31 |
شناسه خبر: 166228
انتقاد مهدی تقوی «اقتصاددان» از مخالفان دولت:  چرا نمی‌خواهند بفهمند کشور داشت سقوط می‌کرد

دولت روحانی از زمانی که توانست دیوار تحریم‌ها را فرو ریزد، خواه ناخواه با مشکلات جدیدی مواجه شد به طوری‌که هم می‌بایست تورم را کنترل می‌کرد و هم رشد اقتصادی کشور را مثبت می‌ساخت. گرچه اجرای همزمان این دو شاخص سخت بود، اما دولت تاجایی که توانست نرخ تورم 49درصدی را به 12درصد کاهش داد و همچنین نرخ رشد اقتصادی را از منفی 6,8 درصد به 7.5درصد رساند.

ایران آنلاین /با این همه هنوز مشکلات بسیارند؛ وضعیت بغرنج بیکاری که تناسبی با رشد اقتصادی ندارد، کارخانه‌هایی که هنوز به مدار تولید بازنگشته‌اند، گرانی نرخ ارز و... از جمله مصائب اقتصادی دولت یازدهم هستند. از طرفی مخالفان دولت با رسانه‌ای کردن این مشکلات فشارها بر دولت را مضاعف ساخته، درهمین رابطه پای صحبت مهدی تقوی اقتصاددان و استاد دانشگاه نشستیم. این اقتصاددان برای آسیب‌شناسی اقتصاد ایران، هم از مشکلات سال‌های نه چندان دور اقتصاد ایران گفت و هم تاکید کرد در وضعیت فعلی می‌توان از الگوهای اقتصادی دوران جنگ برای امروز سود جست. او همچنین با اشاره به شکل‌گیری جریانی مشکوک به مخالفان دولت هشدار داد مانع روند توسعه اقتصادی کشور نشوند؛ در ادامه مشروح این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانیم:
در ابتدا می‌خواهم از چند چالش مهم اقتصاد ایران در دوران بعد از انقلاب بپرسم.
اقتصاد ما در همه سال‌های بعد از انقلاب چالش‌های بزرگی را پشت سر گذاشت. در دهه 70 تورم به 49.5درصد رسید، همچنین رکورد تورم بالا را داشتیم با این همه هدف‌مندی یارانه‌ها احتمالا بزرگ‌ترین چالش بود. چون علاوه بر اینکه تورم را به 40درصد رساند، نرخ رشد را هم منفی کرد و به تبع آن نرخ بیکاری به شکل بی‌سابقه‌ای روند افزایشی پیدا کرد. از این بابت بر هدف‌مندی یارانه‌ها، به عنوان یک چالش اساسی تاکید می‌کنم، چون باعث ایجاد آسیب‌های اجتماعی فراوانی شد. بسیاری از زنان و مردان در پی اجرای این طرح بیکار شدند؛ در سال‌های گذشته روزنامه دانشگاه بهزیستی و رفاه اجتماعی یک مقاله بسیار خوب منتشر کرد که وقتی آن را خواندم تا 2روز گیج و آشفته بودم. این مقاله یک تحقیق میدانی بود. در این مقاله به شکل ملموسی از فجایعی که به شکلی مستقیم و غیر مستقیم از آسیب‌های اقتصادی چند سال گذشته نشات گرفته پرده برمی‌دارد. فقط می‌توانم بگویم در این مقاله با فسادی مواجهیم که اگر در سال‌های دور در جاهایی مثل جنوب شهر وجود داشت، در سال‌های میانی دهه80 به مناطق دیگر شهر مثلا مناطق شرقی هم سرایت کرده است.
حالا یک اتفاق جالب را بگویم اینکه اقتصاد ما در زمان جنگ منطقی و درست عمل می‌کرد. برای نمونه در دوران جنگ با نظمی ویژه به همه خانوارها در ایران دفترچه‌ای اهدا کردند تا از طریق آن بتوانند وسایل مورد نیازشان را تامین کنند. ببینید، سیاست‌های درست در وضعیتی که می‌توانست به شدت آسیب‌رسان باشد باعث شد تا در آن دوران نرخ تورم به شدت کاهش یابد. طبیعی است که وقتی جنگی آغاز می‌شود قیمت‌ها بالا می‌رود، وسایل و مواد مورد نیاز ضروری کاهش می‌یابد و خلاصه اینکه به شدت همه ارکان اقتصاد یک کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ولی چه اتفاقی افتاد، چه سیاست‌هایی اعمال شد تا این دوره با کم‌ترین آسیب اقتصاد انسانی طی شود. من فکر می‌کنم مسئولان باید به لحاظ علمی و با رویکردی کارشناسانه و دقیق سیاست‌های اقتصادی دوره جنگ را مورد بازبینی قرار دهند تا بتوانند ریل‌گذاری درست‌تری انجام دهند.
یک ویژگی مثبت دیگری که دوران جنگ داشت این بود که مسئولان در حوزه‌های مختلف تلاش می‌کردند از بهترین متخصصان آن حوزه‌ها استفاده کنند؛ مثلا در حوزه اقتصاد مهندس موسوی از تاجر و اقتصاددانی به نام عالی‌نسب مشاوره می‌گرفت.

پس شما معتقدید که از ابتدای انقلاب اسلامی مشاورین اقتصادی محدودی درکنار دولت‌ها بوده‌اند؟
بله. چرا نباید دولتمردان از آراء اقتصاددانان مستقل بهره ببرند. شما حساب کنید از ابتدای انقلاب دولت‌ها از چند اقتصاددان خبره بهره برده‌اند؟ مشخص است که عده‌ای محدود بودند، به همین خاطر هم هست که ما در دولت‌های مختلف در موارد بسیاری تجربه‌های شکست خورده را دوباره تجربه کرده‌ایم و برای اقتصاد ما تاریخ مدام تکرار می‌شود. ما اقتصاددانان دانشگاهی بارها و بارها سیاست‌های مختلف را نقد کرده‌ایم، ولی گوشی برای شنیدن نبود. در دولت قبل گفتیم که اگر قیمت گاز را بالا ببرید و به هر شخص ماهانه 45هزار تومان پول بدهید؛ علاوه بر همه آثار هولناک تورمی جامعه را دچار شکلی از فرهنگ مصرف‌گرایی صرف می‌کنید و این‌چنین هم شد. این طرح پایه‌های تولید را هدف گرفت و بسیاری از گروه‌های جمعیتی کشور را به سمت تنبلی سوق داد. از سویی با اجرایی شدن این طرح که هدفش این بود که از هدر رفت منابع جلوگیری کند، امکان سوءاستفاده‌‌های هر چه بیشتر را برای عده‌ای محدود فراهم آورد. البته این دوران علی‌رغم همه نکات منفی‌اش یک ویژگی آموزنده هم دارد و آن این است که در صورت اجرای سیاست‌های غلط اقتصادی می‌توانیم به دولت هشدار دهیم که احمدی‌نژادی عمل نکنند. چرا ما اقتصاددانان مستقل با طرح سرهم‌بندی یارانه‌های دولت‌قبل مخالف بودیم؟ به این خاطر وقتی هزینه نهایی را گران می‌کنید در اقتصاد این اتفاق می‌افتد که منحنی عرضه اقتصاد می‌کشد به سمت بالا و چپ پس قیمت‌‌ها بالا می‌رود و تولید هم پایین می‌آید. این کشور یک ثروت عظیم و نهفته دارد. این ثروت هم ملی است و متعلق به تمامی این مردم است. خوب این ثروت آن قدرها هست که در اقتصاد مملکت هیچ آدم فقری نداشته باشید. این امر چگونه ممکن می‌شود با تقویت تولید، تعامل سازنده با جهان و مدیریت درست ممکن می‌شود. به نظر من در شرایط کنونی دولت باید حداقل مزد و حقوق‌‌ها را بالا ببرد و جلوی رانت‌های اقتصادی را بگیرد و مالیات‌های خیلی درست و مدیریت شده را اخذ کند تا بتواند به تناسب خدمات ارائه دهد. به یاد دارم در سال1345 که من در انگلیس تحصیل می‌کردم، هنوز در آن زمان خانم مارگارت تاچر بر سر کار نیامده بود، طرح ارائه یارانه به مردم برنامه‌ریزی و اجرا شده بود؛ اما سازوکار این سیستم در انگلیس آن دوره با سیستم هدفمندی یارانه در کشور ما فرق می‌کرد؛ دولت انگلیس از طریق مالیات از ثروتمندان درآمد کسب می‌کرد و این درآمد را در بخش‌های مختلف تولید و خدمات هزینه می‌کرد، در آن سیستم شاهد بودیم که چگونه همزمان هم طبقات ضعیف‌تر جامعه قدرت خریدشان افزایش می‌یابد و هم بخش تولید قوی‌تر می‌شود. با پولی که به ما می‌دادند که حدود 50پوند بود زندگی سطح بالایی
داشتم.
دولت روحانی زیرکانه عمل کرد. همین که نظام تحریم‌ها را مختل کرد کار کمی نیست. نرخ تورم را پایین آورد، رشد اقتصادی افزایش یافت و اگر دوستان چوب لای چرخ دولت نگذارند، روند توسعه اقتصادی تسریع خواهد شد.
برخی از اقتصاددانان معتقدند که اقتصاد دوره روحانی نئولیبرالیستی و افسارگسیخته است. به نظر شما این موضوع تا چه اندازه واقعیت دارد؟
در ادامه به این مسئله خواهم پرداخت، ولی پیش ازآن بگذارید یک مسئله مهم دیگر را طرح کنم.
چرا عده‌ای از دوستان با بیان نظراتی انتزاعی در اتحادی نانوشته دست در دست برخی از منتقدین دولت گذاشته‌اند که حاضرند برای منافع سیاسی هر حرکت ناجوانمردانه‌ای را علیه دولت طراحی ‌کنند. من نمی‌گویم نباید نقد کنیم، ولی این که اقتصاد ما مولفه‌های اقتصاد لیبرالیستی را پیدا کرده از بعد جنگ تحمیلی آغاز شد، نه در دولت روحانی. چرا عده‌ای نمی‌خواهند بفهمند که کشور داشت به ته دره سقط می‌کرد، چرا به حافظه‌های‌شان رجوع نمی‌کنند و روزهایی را به یاد نمی‌آورند که کشور در یکی از بدترین محاصره‌های تاریخی داشت به سمت نفت در برابر غذا حرکت می‌کرد. چرا نمی‌خواهند بفهمند در شرایطی که اتحادی جهانی علیه ایران شکل گرفته بود و تمام دارایی‌‌های ما را در هرکجای جهان بلوکه کرده بودند، در داخل هم مسئولان با اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها که من اسمش را سرهم‌بندی یارانه‌ها گذاشته‌ام، بیش از پیش اقتصاد کشور را در آستانه فروپاشی قرار دادند. چرا نمی‌خواهند بفهمند که کشور ما از اقتصاد گرفته تا دیگر حوزه‌های اجتماعی و سیاسی دچار شکاف‌های عمیقی شده بود. حالا به لطف وقوع برجام که زمینه بازگشت ایران به بازارهای جهانی هموار شده، فریاد وامصیبتا سر می‌دهند و با کلماتی گنگ مسئولان دلسوز را خطاب قرار می‌دهند؛ نرخ ارز بالا می‌رود، آن قدر داد و هوار می‌کشند تو گویی که فاجعه‌ای بزرگ اتفاق افتاده است؛ چرا نرخ تورم بالا رفت؟ به خاطر اینکه احتمالا دولت با کسری بودجه مواجه بود و ناچار بود نرخ ارز را بالا ببرد تا بتواند کسری‌اش را جبران کند. البته دولت یک جایگزین دیگر برای نرخ ارز در اختیار داشت و آن هم این بود که به بانک مرکزی دستور دهد تا اسکناس چاپ کند. اتفاقی که در دولت احمدی‌نژاد رخ داد و چاپ اسکناس در آن زمان باعث ایجاد تورم شد. خلاصه کلام اینکه برخی از نقدهای اقتصادی کارشناسانه و علمی نیست.
پس شما معتقدید بعضی نقدها مانند انتقاد به بالا رفتن ارز و دیگر اتفاقات اقتصادی بیشتر تبلیغاتی و با هدف تخریب دولت است؟
من نمی‌گویم که همه نقدها به راه و روش اقتصادی دولت غلط است، کما اینکه خود من هم نقدهایی جدی دارم، اصلا مگر می‌شود وضعیتی کامل باشد. ولی در این ماه‌های منتهی به انتخابات جریان مشکوکی شکل گرفته است.
شما حساب کنید؛ تورم پایین می‌آید جنجال راه‌می‌اندازند، رشد اقتصادی بالا می‌رود، می‌گویند این نرخ رشد دروغ یا نفتی یا مخرب است. من نمی‌گویم که نقدی وارد نیست، نقدهای فراوانی وارد است. در جاهایی دولت در حوزه اقتصاد دست به آزمون و خطا می‌زند که بی‌تردید اشکالاتی هم به وجود می‌آید که طبیعی است، ولی دوستان عزیز باید به یاد بیاورند که در دوره قبل ترکیب خودرایی و حماقت همه ارکان جامعه را تا حد فروپاشی برد. متاسفانه آن قدر میزان خرابی‌ها عمیق و وسیع بود که انگار تمامی ندارد و هر روز یک خبر جدیدی از دوران قبل درز می‌کند. من در چند روز گذشته اخبار مسکن مهر را خواندم و واقعا شرمسار شدم. اینکه با هلیکوپتر مکان سایت مسکن مهر را مشخص کنید، اینکه با تهدید یک مدیر محیط زیستی را وادار کنید تا با گفته غیر‌قانونی شما در مقام رئیس دولت مخالفت نکند، اینکه با اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها رکود تورمی ایجاد کنید و در طول چند سال طبقه متوسط جامعه را از بین ببرید، این اقدامات غیرقانونی جنجال برانگیز است. به نظر من دیگر نباید به این دوستان گفت که چرا آن موقع به خاطر این همه رفتار غیر قانونی ندایی سر ندادید، بلکه باید هر وقت آنها مثلا برای زمین‌گیر کردن دولت دست به کار شدند، همه آن فجایع را به یادشان آورد. بعد از برجام، غرب 25میلیارد دلار پول‌های بلوکه شده را دارد به ایران تحویل می‌دهد، ناوگان هوایی کشور که می‌رفت تا به فاجعه‌ای انسانی ختم شود، بعد از برجام این امکان را یافت تا دست به نوسازی خود بزند.
گفتید که به مشی اقتصادی دولت روحانی نقدهایی دارید.
بله؛ البته این نقد من نه تنها دولت روحانی که همه دولت‌های بعد از جنگ تحمیلی را در برمی‌گیرد. بعد از جنگ این اقتصاددانان دست راستی بودند که به همه دولت‌ها مشاوره دادند. اینها بودند که طرح تعدیل ساختاری را به دولت سازندگی قالب کردند و هم این‌‌ها بودند که طرح هدفمندی یارانه‌ها را ارائه دادند، اما اتفاق هولناکی که در دولت احمدی‌نژاد رخ داد این بود که پروژه هدفمندی یارانه‌ها به پوپولیستی‌ترین شکل ممکن اجرا شد و همین امر آسیب‌های آن را چند برابر کرد. به خاطر همین وجوه پوپولیستی است که من آن را سرهم‌بندی یارانه‌ها نام نهادم. البته یک نقد جدی که به دولت روحانی وارد است، این است که به خاطر داشتن یک تیم رسانه‌ای ضعیف یا نداشتن آن، هیچ‌گاه نتوانست آن طور که باید، از اقدامات مثبت اقتصادی خود دفاع کند. مگر دولت با مذاکرات سیاسی و به وجود آمدن گشایش‌های بین‌المللی شوک‌های مثبتی به اقتصاد وارد نکرد. مگر اقدام‌های اساسی این دولت موجب نشد امید برای رونق اقتصادی بیشتر شود، مگر تورم مهار نشد و رشد‌های منفی اقتصادی که در دوره قبل به صورت مداوم تکرار می‌شد، در ابتدا متوقف، بعد به نرخ رشد مثبت تبدیل نشد؟ همین هفته پیش سخنگوی دولت خبر داد که میزان سرمایه‌گذاری خارجی 113طرح با حجم سرمایه‌گذاری 11میلیارد دلار از ابتدای دولت یازدهم بوده و نیمی از آن مربوط به بعد از توافق هسته‌ای بوده است. خوب این یک حرکت مثبت است. مگر این دولت به درستی تشخیص نداده که در فضای پسابرجامی یکی از مهم‌ترین راه‌های رشد توسعه جذب سرمایه ‌خارجی است و تلاش می‌کند این مهم اتفاق بیفتد.
شما گفتید که تمایل دولتمردان همیشه به اقتصاددانان دست راستی بوده؟ شما چه سیستم اقتصادی را به دولت تدبیر پیشنهاد می‌کنید؟
اقتصاد ما چند دوره مختلف را بعد از انقلاب اسلامی پشت سر گذاشت؛ دوره اقتصاد جنگ که دوره‌ای ویژه بود. دوره اجرای تعدیل ساختاری، دوره اجرای هدفمندی یارانه‌ها و دوره اقتصاد پسابرجامی. تجربه نشان داده که سیاست‌های اقتصادی دست‌راستی در این کشور جواب نمی‌دهد و تکرار آن چیزی جز تکرار تجربه تلخ شکست نبوده است. من خودم را یک اقتصاددان کینزی می‌دانم. یکی از مولفه‌های مهم اقتصاد کینزی این است که از ثروتمندان مالیات می‌گرفت و آن را خرج افراد جامعه می‌کرد. سویه‌های انسانی این سیستم اقتصادی خیلی بارز است. دولت وظیفه دارد ازافراد بی‌سرپناه و کسانی که به هر دلیلی توانایی تامین نیازهایشان را ندارند، حمایت کند. در دوره جنگ تا حدودی این سیستم را تجربه کردیم. فکر می‌کنم در دوره حاضر هم این کینز است که بتواند اقتصاد ما را یاری رساند./همدلی
 

نظرات | 0 نظر
captcha