بازگشت به زندگی با بخشش کلیه خانواده اهوازی

1395/10/15 |
16:31 |
شناسه خبر: 164533
حسین با کلیه‌ای که از عرفان گرفته بار دیگر فرصتی برای زندگی یافته است  چشمی غرق اشک و لبی غرق لبخند

«گذشت» با آن بار معنایی عمیقش یک بار دیگر با بخشش زندگی به چند بیمار نیازمند رخ نشان داد و به بار نشست. ابتدای همین هفته بود که در بیمارستان گلستان اهواز دو خانواده فرزندان‌شان را در میان اشک و لبخند بدرقه کردند.

یوسف حیدری

ایران آنلاین /آن روز بخش پیوند بیمارستان گلستان اهواز روز شلوغی را پشت سر گذاشت. در یک سو، خانواده‌ای به خاطر از دست‌دادن پسر 9 ساله‌شان اشک می‌ریختند و در سوی دیگر، خانواده‌ای لحظه شماری می‌کردند تا با رسیدن کلیه مناسب پسر 18 ساله‌شان از درد و رنج رهایی یابد. «عرفان» که در یک سانحه تصادف مرگ مغزی شده بود، با بخشش پدر و مادرش، تن ریزنقش خود را بذل زندگی سه بیمار نیازمند کرد و به سفر ابدی رفت.عباس دیناروند، پدر عرفان، که سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش را امضای برگه رضایتنامه اهدای اعضای بدن پسرش می‌داند، گفت: فرزند اولم همزه 13 سال پیش به دنیا آمد و چهار سال بعد خدا عرفان را به ما داد. پسر بسیار دلسوز و مهربانی بود و با وجود اینکه کوچک‌تر از همزه بود همیشه سعی می‌کرد کنار برادرش باشد.او با بغضی شکسته در گلو ادامه داد: دور روز قبل از حادثه تصادف عرفان سرما خورده بود و او را نزد پزشک بردم. یک سالی بود که در رشته ورزشی کونگ‌فو فعالیت می‌کرد. به دلیل استراحت پزشکی نتوانست روز حادثه به باشگاه برود. پنجشنبه به عروسی دعوت شده بودیم و از چند روز قبل برای عرفان لباس خریده بودم تا همراه ما به جشن عروسی بیاید اما از آنجا که عرفان حال مساعدی نداشت او را به خانه دایی‌اش بردم تا تنها نباشد. بعد از آن به مراسم عروسی رفتم. نیم ساعت بعد دایی عرفان تماس گرفت و از من خواست تا خودم را بلافاصله به بیمارستان گلستان برسانم. عرفان در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود و اجازه نمی‌دادند او را ببینم. وقتی پیگیر حادثه شدم، برادر همسرم گفت، عرفان به همراه چند نفر از دوستانش بعد از باشگاه همراه با همزه به پارکی که روبه‌روی مغازه من قرار دارد، رفته بودند تا تفریح کنند. آنها در حال عبور از بلوار وسط خیابان بودند که ناگهان خودرویی با سرعت زیاد عرفان را زیر گرفت. راننده بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کرد اما پزشکان گفتند به دلیل شدت ضربه وارد شده امیدی به زنده ماندن او ندارند.
این پدر فداکار ادامه داد: وقتی پزشکان گفتند عرفان به زندگی بازنخواهد گشت و فرصت کمی برای اهدای اعضای بدن او دارم، دست و دلم لرزید. روز اول نپذیرفتم اما روز بعد با خودم خلوت کردم و تصمیم گرفتم امانتی را که خدا به ما داده است با بخشیدن اعضایش به خدا برگردانیم. پس از آخرین دیدار و با بدرقه همه اعضای خانواده عرفان به اتاق عمل رفت و چند دقیقه بعد خبر دادند که یکی از کلیه‌های او به پسر 18 ساله‌ای به نام حسین که سال‌هاست به خاطر از دست دادن کلیه‌هایش با درد و رنج زندگی می‌کند اهدا خواهد شد. حسین را کنار در اتاق عمل دیدم. جثه‌اش به خاطر بیماری رشد مطلوبی نداشته است. او را در آغوش گرفتم و عکس عرفان را به او نشان دادم و خواستم که از امانت پسرم خوب نگهداری کند. حسین و پدرش همراه با ما اشک می‌ریختند و ساعتی بعد یکی از کلیه‌های عرفان به حسین پیوند زده شد و کلیه دیگر و کبد پسرم نیز برای پیوند به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شد.
سالم رومی‌پور، پدر حسین که شادی دوباره خانواده‌اش را مدیون فداکاری خانواده عرفان می‌داند با بیان اینکه «معنای واقعی زندگی را در ایثار این خانواده یافته است»، گفت: حسین فرزند اول من است و زمانی متوجه بیماری‌اش شدیم که کار از کار گذشته بود. در 14 سالگی با یک آزمایش خون متوجه شدیم که کلیه‌هایش مادرزادی کوچک هستند و کم کم کارایی‌شان را از دست دادند. به دلیل بیماری جثه حسین رشد مناسبی نداشت و نمی‌توانست درس بخواند. همیشه در کلاس درس بی‌حوصله بود و نمرات خوبی نمی‌گرفت و به همین دلیل سال سوم راهنمایی ترک تحصیل کرد. وضعیت جسمی حسین هر روز وخیم‌تر می‌شد تا اینکه یک سال قبل کلیه‌ها کامل از کار افتادند و از آن پس مجبور به دیالیز بودیم. ما پرونده‌ای در بیمارستان گلستان داریم و به همین خاطر روز جمعه از بیمارستان تماس گرفتند و خبر دادند که خانواده کودک 9 ساله‌ای اعضای بدن پسرشان را اهدا می‌کنند و شرایط کلیه این کودک مناسب پیوند به حسین است. بلافاصله به بیمارستان رفتیم و در آنجا با پدر عرفان ملاقات کردیم. هر دو پدر بودیم و احساس یکدیگر را بخوبی درک می‌کردیم. به او گفتم حسین مثل پسر از دست رفته شماست و هیچ تفاوتی با عرفان ندارد و سعی می‌کنیم که برای همیشه باهم ارتباط داشته باشیم تا بتوانیم گوشه‌ای از جای خالی پسرتان را پر کنیم./روزنامه ایران
 

 

نظرات | 0 نظر
captcha