وقتی ترس و هیجان را با هم یکجا تجربه می‌کنید باید روحیه‌ای عالی داشته باشید تا بتوانید آن را بروز ندهید و این احساس مزاحم، مانع هم صحبتی با زنی از خطه تلاش و همت نشود؛ زنی که در خانواده‌ای اهل موسیقی به دنیا آمد و از 9سالگی با ساز سنتور آشنا شد. شهلا میلانی که امروز دکترای موسیقی دارد زیرو بم‌های موسیقی ایرانی را می‌داند

ایران آنلاین /میلانی استاد دانشگاه است بالغ بر 30 سال است که رئیس خانه خوانندگان آواز کلاسیک ایران است وهمزمان رهبر گروه کر دختران ارکستر سمفونی ملی است. او سال هاست علاوه بر شهرهای ایران به کشورهای مهم جهان از جمله:انگلیس، فرانسه، لهستان، مجارستان و برخی دیگر از کشورها سفرکرده و این سفرها را در برنامه کاری خود دارد تا به همراه یار دیرین و همصدایش خانم ناصری،  زوج اپرایی خوبی با هم باشند و تنها و تنها زنان ایرانی را با این هنر فراموش شده آشنا کنند. گفت‌و‌گویی با این بانوی موسیقی ایرانی انجام شده است که در پی می‌آید.

خانم میلانی، اپرا  کار سختی به نظر می‌رسد چون تنظیمات وقواعد خاص خود را دارد بنابر این اجرای این نوع موسیقی لابه لای یک اجرای سنتی و بومی محلی سخت نبود؟
در جواب سؤال شما اول باید توضیح کوتاهی راجع به اپرا بدهم و آن، اینکه اپرا نوع خاصی از موسیقی است که در آن سوژه و داستان مطرح است و نکات مهم داستان را با موسیقی تلفیق می‌کنند و موسیقی آن شامل صدای سولیست‌ها، سولیست‌های صدای سوپرانو، متسو سوپرانو، تنور، تنور باس، باریتون و گروه کر و بعضاً باله همراه است پس اپرا یک کار فوق‌العاده با ارزش و والاست چون خواننده باید تکنیک‌های هنرپیشگی را هم بلد باشد زیرا در طول اجرا با کارگردان رهبر ارکستر و ارکستر بزرگ هم همراه است پس در کنار این مجموعه عوامل صدای خواننده باید فوق‌العاده باشد یعنی از قدرت آوازی بالایی برخوردار باشد چون خواننده اپرا همواره بدون میکرفون است پس می‌بینیم که اپرا یک کار آسان و دست یافتنی به این راحتی نیست و سال ها مرارت و سختی و تلاش می‌خواهد تا به این نوع خاص از موسیقی برسد.
به هر حال با هر سختی بود تلاش کردیم به نوع خاصی از این موسیقی فراموش شده برسیم که هم اصالت آن از بین نرود و به کلی فراموش نشود و هم ما به وسیله شکل تازه‌تر شده ای از این موسیقی مردم را با آن آشنا کنیم. با اینکه در تهران مخاطبان ما خاص هستند ولی به این نتیجه رسیدیم که موسیقی زبان بین‌المللی است و مرز ندارد. برای همین تصمیم گرفتیم در تمام نقاطی که امکان اجرا داریم موسیقی مان را ارائه بدهیم و برای مردمی که به تهران دسترسی ندارند موسیقی مان را اشاعه بدهیم .
با خانم ژیوار نازنین هم که آشنایی قبلی داشتیم فکر کردیم که این بار موسیقی فیوژنی داشته باشیم یعنی شکل لایت تری از موسیقی کلاسیک را داشته باشیم تا با موسیقی بومی وایرانی هماهنگی بیشتری داشته باشد و در واقع به این شکل از اجرا رسیدیم که در کردستان دیدید و البته شکل کامل‌تر و  مفصل ترش را در تالار وحدت اجرا کردیم.
این چندمین اجرای شما در استان کردستان است؟
این نخستین اجرای ما در این استان زیباست البته ما به شهر‌های زیادی از کشورمان سفر کردیم مثل شیراز، کرمان، اصفهان و...
با این شیوه اجرا در کدام شهرستان با استقبال بیشتری مواجه شدید؟
ما هر جا که اجرا داشتیم در نهایت و پایان کار با استقبال شایسته‌ای مواجه شدیم و مردم با یک اشتیاق خاصی می‌آیند و از هیجانات خودشان نسبت  به شنیدن این موسیقی به صورت زنده و نفس به نفس می‌گویند حتی عده‌ای که این تجربه اولشان بود اظهار می‌داشتند ضمن آشنا شدن با اپرا لذت شنیدن آن را خالی از لطف نمی‌دیدند و به این نتیجه می‌رسیدند که این موسیقی چقدر مطبوع، لذت بخش و فاخر است و همین ما را به این نتیجه می‌رساند که این موسیقی هم باید به میان مردم برود چیزی که هدف نهایی ماست.
 خاطراتی هم از این همه اشتیاق و لذت مردم دارید که ما را هم در آن سهیم بدارید؟
در یکی از شهر‌ها پس از پایان اجرا مادر جوانی بچه دو ، سه ساله‌اش را آورده بود که ما را از نزدیک ببیند چون این کودک پس از پایان اجرا مدام از مادرش می‌پرسید که فرشته‌ها هم همین شکلی هستند و همین دیشب پس از اجرا ، کودکی به همراه مادرش نزد ما آمدند که مدام من را بغل می‌کرد و می‌بوسید و دامن من را رها نمی‌کرد و به مادرش می‌گفت مادر، من پرنسس‌ها را دوست دارم و آنها این شکلی اند و این نشان می‌دهد که زبان موسیقی حتی در میان کودکان هم نام آشناست و کودکان هم برایشان لذت بخش است و به فراخور سن و سال و دنیایشان با آن ارتباط برقرار می‌کنند.
خاص بودن چه لذتی دارد؟
 نمی‌توانم بگویم خاص ولی در این نفس به نفس بودن و چهره به چهره بودن لذت خاصی هست که هر اجرا را متفاوت می‌کند و هنوز هم پس  از این همه سال اجرا و همین لحظه که چند دقیقه مانده به اجرا در شب دوم در سنندج هیجان خاصی دارم و فکر می‌کنم برای هزارمین بار هم که اجرا کنم باز هم هیجان و لذت اجرا را داشته باشم.
 آیا تا به حال تلاش کرده اید که اپرایی را به صحنه ببرید که مطابق استاندارد‌های جهانی باشد؟
 اپرای ما نمی‌تواند به این استاندارد‌ها نزدیک باشد زیرا اپرا یک کار تلفیقی و چند‌صدایی است که ما از آن بی‌بهره هستیم ولی شاید با تنظیمات جدید و بر طبق استاندارد‌های خودمان بتوانیم در آینده‌ای نزدیک اثری از آر شین مالا لان را به زبان آذری به صحنه ببریم.
طبق گفته‌های خودتان عموماً اپرا از عاشقانه‌ها حرف می‌زند؟
 البته اپرا همه ژانر‌ها را دارد و می‌شود آن را درام تراژدی و حتی کمیک هم اجراکرد.
  منظور من تفکیک صدا‌ها و استفاده از تنالیته‌های صدا و جنسیت خواننده‌ها بود؟
با اینکه ما در اپرا به این صدا‌ها و قدرت خوانندگی بسیار بالایی احتیاج داریم، ولی ما از این طیف صدا‌ها محرومیم پس باید به یک کارآزمودگی برسیم تا بتوانیم کمبودها را تا حدی جبران کنیم، به‌عنوان مثال خود من که از 9 سالگی درهنرستان موسیقی شروع کردم و تا مدرک دکتری رفتم باید به این کا رآزمودگی برسم البته به نظر من هر خواننده‌ای در هر سبک موسیقی که کار می‌کند باید به یک گوش موسیقایی قوی برسد  در غیر این صورت نباید بخواند.
خانم میلانی شما رهبر گروه کر دختران ارکستر ملی هستید، می شود  کمی درباره  آن برای ما بگویید؟
20 سال پیش که من هنرستان موسیقی تدریس می‌کردم، این گروه را تشکیل دادم که خیلی هایشان تا به امروز در کنار من و در گروه مانده‌اند. خب این گروه مختص دختران است. با اینکه چهار صدایی اجرا می‌شود اما تنظیمات خاصی طبق صدای دختران گروه به خود می‌گیرد. این گروه  بارها مقام اول جشنواره‌ها را به خود اختصاص داده است ازجمله جشنواره آوای مهر، بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر و همین اواخر جشنواره بانوان یاس.
با این اوصاف برنامه هایتان برای آینده این گروه چیست؟
سال گذشته که جشنواره فجر رقابتی و مسابقه‌ای نبود اجرا‌ها از تنوع بیشتری برخوردار بودند با اینکه آن حس مسابقه و رقابت از اجرا‌ها حذف شده بود، اما همچنان هیجان حضور در کنار مردم اجراها را لذت بخش‌تر و قابل لمس‌تر می‌کرد و ما داریم همچنان برای جشنواره امسال خودمان را آماده می‌کنیم و همین طور در گروه آواز خودمان که اسمش را گذاشتیم آواز ملل چون ما براین باوریم که تلاش کنیم تا با گوشه‌های آوازی تمامی ملت‌های دنیا آشنا شویم و بتوانیم آنها را اجرا کنیم و به گوش مخاطبانمان برسانیم. من و دوست بسیار نازنینم خانم نسرین ناصری که سال هاست با هم همصدا و هم‌آوا هستیم و ایشان متخصص و مدرس صدای متسو سو پرانو هستند به همین دلیل اسم گروه خود را آواز ملل گذاشتیم و برای این مهم تلاش‌های بسیار زیادی داشته‌ایم.
برای اکثر مردمی که آثار نمایشی را پیگیری می‌کنند با اپراهای عروسکی آقای غریب‌پور آشنا هستند اما متوجه شدم که زمان تمرین متن نمایشی و آوازی آن را یک نفر و ملودی‌های موسیقایی را یک نفر دیگر نوشته است آیا  این به اصل کار لطمه نمی‌زند؟
 به هر حال این شیوه مرسوم است همچنان که در آواز‌های ایرانی یک نفر شاعر است و یک نفر سازنده  آهنگ و بعضاً تنظیم‌کننده هم می‌تواند جدا از سازنده ملودی باشد .
 شما برای اشاعه اپرا و آشنا کردن مردم با آن در یک تلاش بی‌وقفه و بی‌نظیری جلو می‌روید اما هستند بانوان شهرستانی که با این هنر آشنایی دارند و می‌خواهند آن را اجرا کنند یا نه بانوان جوانی که پس از اجرا‌های شما علا قه مند به این حرفه می‌شوند، برای این علاقه مندان چه پیشنهادی دارید ضمن اینکه آمدن به تهران برای همه مقدور نیست؟
 نخستین تلاش ما هم این است که علاقه مندان به این بخش از موسیقی در شهر‌های خودشان به فعالیت بپردازند و شاید تنها راهشان این باشد که خانه موسیقی و انجمن‌های موسیقی با مکاتبه با ما درخواست استاد و دوره‌های آموزشی بکند تا ما برای آنها استاد بفرستیم./روزنامه ایران

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.