روشن شدن شمع صلح در محفل دانشگاهی ایران

فرهنگی /
شناسه خبر: 159184

دانشگاه تهران به تازگی شاهد یک اتفاق تازه بود اتفاقی که فعالان عرصه صلح بویژه در فضای مجازی آن را ستودند. دایر کردن کرسی و گروهی بنام صلح در انجمن جامعه شناسی در فضای پر از خشونت جهان و منطقه می تواند پنجره ای به سوی فعالیت جدید دانشگاهیان ایران باشد همینطور تصویر جدید از ایران و ایرانی ارائه کند

ایران آنلاین / مراسم افتتاح گروه صلح  با سخنرانی محمدامین قانعی راد رییس پیشین انجمن جامعه‌شناسی، حسین سراج‌زاده رییس کنونی انجمن، خلیل میرزایی مدیر گروه جامعه‌شناسی صلح، محمدجواد حق‌شناس عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، الهه کولایی استاد علوم سیاسی، مجتبی مقصودی رییس هیات‌مدیره انجمن مطالعات صلح و نعمت‌الله فاضلی جامعه شناس، طی روزهای اخیر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.در بخشی از این مراسم، از قانعی راد، رییس پیشین انجمن جامعه‌شناسی، به دلیل اینکه در دوره مدیریت خود بنیان‌هایی را برای ایجاد گروه‌های مختلف برای مطالعات جامعه‌شناختی و جلب همکاری استادان، دانشجویان و سایر انجمن‌ها از دانشگاه‌های مختلف، فراهم کرده و تشکیل این گروه نیز به نوعی مرهون تلاش‌های او است، تقدیر به عمل آمد. همچنین
قانعی‌راد در فرصتی که در اختیار داشت، پیام شهیندخت مولاوردی، معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده را به مناسبت افتتاح این گروه قرائت کرد.
در پایان این افتتاحیه، حسن امیدوار، موسس گروه جامعه‌شناسی صلح نیز دستنوشته‌ای را برای انتشار در اختیار رسانه‌ها گذاشت که متن آن در پایان این گزارش آمده است. به دلیل کثرت مباحث مطرح شده در این همایش، لاجرم گزیده‌ای از این مباحث را در این شماره منتشر کرده‌ایم که از نظر می‌گذرد.

شناسایی روندهای مهار تعارض

الهه کولایی

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

قرن‌ها است که موضوع صلح و سطوح مختلف بهبود بخشیدن به رابطه انسان‌ها به گونه‌ای که با آرامش و احترام به حقوق ذاتی و حفظ کرامت انسان‌ها، این ارتباط شکل بگیرد، ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. از نفی خشونت، تبعیض و اشکال مختلف بی‌حرمتی به ذات انسانی، همیشه خیراندیشانی چه از میان پیامبران الهی، چه از میان فلاسفه و چه کسانی که به‌طور مشخص بر مسائل سیاسی متمرکز بوده‌اند، وجود داشته و همواره این دغدغه بوده که راه جلوگیری از منازعه میان انسان‌ها، ترویج رفتارهای مبتنی بر احترام و در واقع، رعایت حقوق همه انسان‌ها برای اینکه این تعارض مهار شود تا جایی که از میان برود، چیست و چه ابزاری در این زمینه می‌تواند موثرتر باشد.
در طول تاریخ، نظریه‌های متعددی ارایه شده و جست‌وجوی کوتاهی در منابع، نشان می‌دهد که صلح و فراهم آوردن شرایط آن، همواره یک دغدغه طولانی مدت در تاریخ روابط بین انسان‌ها چه در سطح جامعه داخلی و چه از ١٦٤٨م. که نظام وستفالیایی در روابط بین‌الملل شکل می‌گیرد - و روابط بین کشورها در یک مسیر نسبتا تعریف شده‌تری قرار می‌گیرد- وجود داشته و پاسخ‌های مختلفی نیز به علل و عوامل این پرسش که چرا انسان‌ها به این‌گونه رفتارها متوسل می‌شوند و چرا گروه‌ها و جمع‌های متشکل از آحادهای انسانی و به‌طور مشخص گروه‌های سیاسی، به این‌گونه رفتارها روی می‌آورند، وجود داشته است. منطقه ما با یک شرایط بسیار نگران‌کننده به‌طور مثال در حلب، مواجه است و هر کسی به نحوی با سلاخی کردن انسان‌ها به دنبال منافع خود است. اما چرا با وجود انبوه تلاش‌ها، پیشرفت‌ها و ادبیات بسیار قوی و متن‌های بسیار زیبایی که نگاشته شده، جامعه بشری با چنین وضعیتی رو به رو است.
به نظر می‌رسد ما با یک شکاف بسیار اساسی همچنان بین جریان آرمان‌گرا در روابط بین‌الملل و جریانی که سازه‌های قدرت را مبنای تحلیل روابط خود قرار می‌دهد، مواجه هستیم که همچنان به قوت خود باقی است و با همان استحکامی که در طول قرون متمادی وجود داشته، امروز نیز با زشتی و با به وجود آوردن یک وضعیت ناهنجار برای جامعه و انسان قرن بیست و‌یکم، به حیات خود ادامه می‌دهد.

کارآمدی جامعه‌شناسی در سیاستگذاری‌های صلح
در کشور ما که جامعه‌شناسی و مطالعه جامعه و گروه‌های انسانی باید از اهمیت و اعتبار ویژه‌ای در سیاستگذاری‌ها برخوردار باشد، به خصوص جامعه‌ای که بیش از دویست سال است که علوم به این حوزه راه پیدا نکرده‌اند و همچنان علم بودن و قابل بهره‌برداری بودن و شناخت ویژگی‌های این رشته از علوم در جامعه ما مورد تردیدهای جدی است، این حوزه از مطالعات و این رشته از مباحث می‌تواند بسیار کارآمدی داشته باشد و در جامعه ما باید بیش از گذشته به آن پرداخته شود.
مکاتب متعددی در بیان علل تعارض و شکل‌گیری ستیزه و منازعه در بین جوامع بشری شکل گرفته است. من می‌خواهم بحث را روی شرایط موجود متمرکز کنم 
زیرا برخلاف جریانی که تحول در جامعه جهانی را از مبانی شکل گرفتن قدرت مورد تحلیل قرار می‌داده است،  جریان‌هایی نیز بسیار پرقدرت، به ویژه در طول دویست سال اخیر این موضوع را از منظر سازوکارهای اقتصادی مورد بررسی قرار داده‌اند.
بنابراین،  امروز ما شاهد نظریه‌هایی هستیم که ساختارهای اقتصادی را تنش‌زا می‌دانند و در واقع، نابرابری‌های تولید شده در فرآیند تحرکات اقتصادی را عامل این تعارضات معرفی می‌کنند، چیزی که در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم تحولات بسیار اساسی را در جهان ایجاد کرد تا جایی که به شکل‌گیری نظام‌های سیاسی-  اقتصادی رقیب و جنگ سرد منجر شد.
اما پایان این دوره، یعنی آنچه در پایان اتحاد شوروی مطرح می‌شود این است که یک نگاه خاص به نهادسازی بین‌المللی توجه و تمرکز پیدا می‌کند، آنچه خود اتحاد شوروی نیز بر آن متمرکز می‌شود که از طریق نهادسازی در سطح جهان مثل تمرکز بر فعالیت‌های سازمان ملل، می‌توان این منازعات را کنترل کرد. هم در روسیه و هم در امریکای دهه ٨٠ تصور می‌شد جهان وارد یک محیط و تعامل‌های جدید می‌شود و می‌توان با تمرکز بر منافع بشری و دغدغه‌های عمومی نوع بشر، مثل بحث‌هایی که امروز نیز خیلی داغ است مثل مسائل زیست محیطی، این جنگ سرد را پایان داد و از طریق سازمان‌های بین‌المللی منازعات را کنترل کرد. این تصویر بسیار خوشبینانه بود اما در فضای جدید، برخلاف تمام پیشرفت‌هایی که جامعه بشری در نهادهای بین‌المللی دارد، مشکل نوظهوری مطرح می‌شود و آن مساله تروریسم است. اینجا دیگر بحث دولت‌ها نیست بلکه کنترل گره‌هایی است که به اعتقاد برخی، پاسخی است به نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد شده در روند جهانی شدن و تحولاتی که انقلاب ارتباطات پدید آورده است.
بنابراین، برای ما در ایران به خصوص در این منطقه‌ای که زندگی می‌کنیم و امواج خشونت و اشکال جدید آن، از همه طرف چه داخلی و چه محیط‌های پیرامونی، می‌تواند زندگی روزمره ما را نیز تحت تاثیر قرار دهد، شناخت این روندها، سازوکارها و این شیوه‌های جدید بسیار حایز اهمیت است.
به نظر می‌رسد همه تلاش‌هایی که در طول دهه‌های گذشته در سطح جامعه جهانی برای کنترل روابط بین کشورها و منازعات بین آنها صورت گرفته از یازده سپتامبر به بعد، با شکل جدیدی از منازعه در شکل گروه‌های ستیزه‌جو رو به رو شده است. این یک فرصت جدید است که با نگاه جامعه‌شناسی به روابط بین‌الملل بیشتر پرداخته شود.
نگاهی به تجربه دیگران و به ویژه یک نگاه عمیق، علمی و همه‌جانبه به آنچه ما را دربرگرفته و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، ضرورت شناخت این سازوکارها و گسترش این نوع رفتارها را برای ما روشن می‌کند و امید می‌رود که بتوانیم آثار این تحولات را بر جامعه خود بهتر مورد مطالعه قرار دهیم.

رفع خلأ مفهومی در زمینه مطالعات صلح

محمدامین قانعی راد

عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی

قصد ما از برگزاری چنین مراسمی بیشتر این بود که شبکه همکاری‌های میان رشته‌ای در اینجا شکل بگیرد و همکاری‌هایی که احتمالا می‌تواند با جامعه مدنی اتفاق بیفتد. همچنین در نهایت، قصد داریم که این گروه را با انجمن مطالعات صلح ایران پیوند بزنیم. اینجا بیشتر بحث جامعه‌شناسی صلح است و ما بر آن تاکید زیادی داریم زیرا بعضی از دوستان واژه مطالعات صلح را به کار می‌بردند با این استدلال که مگر قرار نیست ما میان رشته‌ای کار کنیم. بله، اما ما باید اول جای خود را مشخص کنیم و بعد از سایر رشته‌ها دعوت کنیم تا حرف ما را بشنوند و ما نیز حرف آنها را بشنویم. به اعتقاد من، رشته‌های انسان‌شناسی، مطالعات فرهنگی و رشته‌های نزدیک به ما، بحث‌هایی را در خود دارند که می‌توانند مفید باشند و به ویژه کمک کنند تا خلأ مفهومی را که در زمینه مطالعات صلح در کشور ما وجود دارد، برطرف کنیم. پیامی را دفتر خانم مولاوردی، معاون رییس‌جمهور ایران در امور زنان و خانواده، برای این مراسم ارسال کرده‌اند که خدمت شما می‌خوانم.
« در عصر حاضر، صلح با چالش‌هایی از قبیل فقر، گرسنگی، کاهش منابع طبیعی، کمبود آب، نابرابری اجتماعی، بیماری‌های نژادپرستی و بیگانه ستیزی رو‌در رو است که زمینه ساز انواع درگیری‌ها، منازعات و مخاصمات می‌شود. این در حالی است که اهداف توسعه پایدار در تحقق صلح پایدار تاثیرگذار بوده و از سوی دیگر، صلح پایدار شرایط را برای توسعه پایدار مهیا می‌سازد. بر این اساس، مراتب تشکر و امتنان خود را از تاسیس گروه علمی-تخصصی جامعه‌شناسی صلح در انجمن جامعه‌شناسی ایران ابراز می‌کنم. امید است با شناخت علمی و جامعه‌شناسی صلح و با توجه به الزامات و مقدمات آن که امروزه یکی از چالش‌های جدی منطقه و جامعه جهانی است و با تلاش و همت اساتید و دانش پژوهان عزیز کشور عزیزمان، جهت کاهش و نفی هر سطحی از خشونت در خانواده و جامعه و ترویج تاب‌آوری فرهنگ صلح و دوستی و مدارا بین اقوام مذاهب، زبان‌ها و گروه‌ها گام‌های موثری برداشته شود و طبق آموزه‌های فرهنگ ایرانی-  اسلامی‌مان، بتوانیم شاهد خودنمایی صلح و تحقق توسعه پایدار و متوازن در جهان و کشور عزیزمان باشیم. در این میان توجه و شناخت نقش زنان که معماران و آموزگاران اولیه صلح در خانواده و جامعه هستند، حایز اهمیتی دو چندان است.
من بحثی را با عنوان «زمینه‌های فرهنگی گسترش فرهنگ خشونت در ایران با نگاهی تاریخی» آماده کرده بودم که به نوعی جامعه‌شناسی تاریخی- فرهنگی صلح است. اما ترجیح می‌دهم در فرصت باقیمانده حضار را به مشارکت دعوت کنم تا ایده‌های خود را در آغاز کار این گروه با ما در میان بگذارند. نکته دیگر اینکه دوستان به من لطف داشتند اما لازم است یادآوری کنم اگر کاری در انجمن انجام شده ناشی از ظرفیت این رشته و این دانش و همچنین اهالی علوم اجتماعی است و من فکر می‌کنم که ما هنوز بیش از ١٠،٢٠ درصد ظرفیت علوم اجتماعی در کشور استفاده نکرده‌ایم و هنوز جای کار زیادی دارد و امیدوار هستیم که فرصت‌های بیشتر و بهتری برای ما فراهم شود تا بتوانیم این زمینه‌ها را متحقق کنیم البته در جاهایی این زمینه‌ها را اجبارا تحقق داده و ظرفیت‌سازی کردیم. به‌طور مثال، من در هیات تحریریه یکی از نشریات معروف علوم اجتماعی کشور حضور داشتم و مقاله‌ای با عنوان «جامعه‌شناسی تغییرات آب و هوایی» به دفتر نشریه رسید. این مقاله توسط اعضای هیات تحریریه رد شد، با این استدلال که اخیرا هر چیزی را به جامعه‌شناسی می‌چسبانند و این یک حرکت نمایشی است و معنا ندارد. وقتی این بحث‌ها مطرح شد من آنجا بودم و به‌شدت اعتراض کردم و گفتم که عنوان آخرین کتاب گیدنز «جامعه‌شناسی تغییرات آب و هوایی» است و در شرایطی که ما جامعه شناسان نسبت به مسائل محیط زیست
کم توجهی کرده و می‌کنیم، نویسنده این مقاله در این زمینه کار کرده است و ما می‌خواهیم آن را رد کنیم. بعد از آن نیز ما در انجمن، چهارده نشست با موضوع آب و همچنین یک همایش ملی با عنوان «جامعه، منابع طبیعی، آب و محیط زیست»برگزار کردیم که بسیار تاثیرگذار بود در حالی که وزارت نیرو حمایت چندانی از ما نکرد. به هر حال، ما در جامعه‌شناسی صلح قصد داریم ظرفیت ایجاد کرده و البته ظرفیت‌هایی که از گذشته وجود داشته‌اند را نیز فعال کنیم و خوشحال هستیم که این شبکه همکاری‌های میان رشته‌ای و همکاری بین انجمن و جامعه مدنی، به نوعی شکل پیدا کند.

صلح به مثابه آرمانی اخلاقی

حسین سراج زاده

رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران

موضوع صلح برای جامعه‌شناسان از دو جنبه مطرح است. یکی، صلح به عنوان یک موضوع مطالعه علمی که قرار است به تبیین موضوع جنگ، صلح و ستیزه‌های گروهی بپردازد و دوم اینکه صلح برای جامعه‌شناسان یک آرمان
انسانی-  اخلاقی است و همه می‌دانیم که جامعه‌شناسی از جمله علومی است که تکوین آن، مبتنی بر نوعی تعهد برای بهبود زندگی اجتماعی است. هم در سنت جامعه‌شناسی، در کلاسیک‌ها و در جامعه‌شناسان بنام معاصر و حتی در کشور ما، سنت جامعه‌شناسی همیشه با دغدغه‌های روشنفکرانه و تعهد اخلاقی برای حل مشکلات مردم همراه بوده است.
در نتیجه، موضوع صلح فقط یک موضوع مطالعه علمی برای شناخت علت‌ها، ریشه‌ها و پیامدهای پدیده‌هایی مثل جنگ و صلح نیست. صلح یک آرمان اخلاقی است و از این منظر علاقه جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسان به صلح، مطرح می‌شود. به این معنی که می‌دانیم جنگ همواره منشا بسیاری از مسائل و مشکلات اجتماعی مثل فقر، مهاجرت‌های اجباری، ویرانی منابع انسانی و اقتصادی و... بوده و در نتیجه پرهیز از آن و حرکت به سمت صلح، همواره باید به عنوان یک ارزش اخلاقی و آرمان باید در نظر گرفته شود.
به عنوان یک واقعیت اجتماعی می‌دانیم و دانش جامعه‌شناسی نیز این را به ما آموخته که جامعه از تضادهای متعدد و ستیزها لبریز و مبتنی بر تعارض منافع گروه‌های مختلف اجتماعی است. تضادهایی که می‌تواند منشا ستیزه‌های ویرانگر باشد. در نتیجه وقتی صحبت از آرمان صلح می‌شود نباید ساده اندیشانه فکر کنیم. صلح یعنی رفتن به سمتی که همه بدون هیچ تضاد منافعی با یکدیگر زندگی کنند بلکه جهت مطالعات جامعه‌شناسی صلح باید به این سمت باشد که ریشه‌های واقعی یا ساختاری بروز جنگ یا مبناهای ساختاری‌ای که می‌تواند به صلح کمک کند را بشناسد. آن چیزی که می‌تواند به عنوان یک آرمان واقع‌بینانه تلقی شود این است که تضادهایی که واقعی، غیرقابل اجتناب و بخشی از ماهیت جامعه است چگونه می‌تواند به سمتی حرکت کند که به صورت مسالمت‌آمیز حل و فصل شود. بنابراین، مطالعات جامعه‌شناسی باید دانش و بصیرت ما را برای فهم زمینه‌های رسیدن به چنین شرایطی افزایش دهد.

نیل به غایت برد- برد  به جای تعارض

خلیل میرزایی

مدیر گروه جامعه‌شناسی صلح

افتادن یک سیب از درخت، باعث کشف قانون گرانش مرکزی شد اما افتادن و به خاک و خون کشیده شدن میلیون‌ها انسان، موجب کشف ارزش صلح و گفت‌وگو نشد. شاید انسان‌ها پی به ارزش انسانیت و صلح بردند اما سود حاصل از جنگ و خونریزی و طمع ثروت و قدرت برآمده از جنگ‌افروزی آنقدر زیاد بوده است که انسانیت را نیز به قربانگاه برده است. طی تمام دوران زندگی بشری، کشمکش‌ها همواره وجود داشته است اما طی سال‌های اخیر، نه تنها این کشمکش‌ها شکل نوینی به خود گرفته‌اند بلکه نوین‌گری و ابزارهای آن، موجب شده است این کشمکش‌ها به جدال‌های آسیب‌زاتری بدل شده‌اند و قربانگاه‌هایی آفریده شدند که قربانیان آن به مراتب بیشتر از آن چیزی بوده است که تاریخ به خود دیده است و بنابراین، بسیاری از حامیان حقوق بشر و نخبگان انسانیت‌گرا را دلمشغول خود کرده است. این قاعده در ایران نیز بسیار تشدید شده و از این رو، به مساله‌ای تبدیل شده است که پاره‌ای از بشردوستان انسانی و ایرانی، از جمله اعضای گروه جامعه‌شناسی صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران را به تکاپو انداخته تا شاید بتوانند در راستای پیشگیری، کاهش و احتمالا حذف این فاجعه‌ بشری، گام‌هایی اساسی را بردارند. جامعه‌شناسی صلح، به صورت اساسی به مطالعه جامعه‌شناختی صلح، جنگ و کشمکش‌های اجتماعی از جمله استفاده از نظریه‌ها و روش‌های جامعه‌شناختی برای تحلیل تعارض‌های گروهی یا درون و بین کشوری، به ویژه خشونت جمعی و ارایه جایگزین‌های غیرخشونت‌آمیز، جهت حل تعارض می‌پردازد. به این منظور، لازم است از نظریه‌ها و روش‌های جامعه‌شناختی، جهت درک و مطالعه پویش‌های تعارض‌های جمعی و پیشگیری یا حل و فصل آنها استفاده شود. طی سال‌های اخیر، تعارض‌های جمعی بین برخی از کشورها و گروه‌ها در حوزه‌های قومی، سیاسی و مذهبی افزایش چشمگیری یافته و لازم است به صورت جدی به آنها پرداخته شود. در این خصوص باید توجه شود که چه عواملی موجب تعارض می‌شود و چگونه می‌توان آنها را در راستای یک صلح ماندگار و زندگی مسالمت‌آمیز حل و فصل کرد. به نظر می‌رسد آنچه که بیش از همه بر بروز تعارض و در نتیجه جنگ تاثیر می‌گذارد، خشونت ساختاری و نظام‌مندی است که می‌تواند برآیندی از ساختار اجتماعی بر مناسبات و روابط اجتماعی متشکل در جمع و انگاره‌ای باشد که این ساختارها و مناسبات، مبتنی بر آنها شکل گرفته یا توسط آنها پشتیبانی می‌شود. این قالب‌ها و انگاره‌های ساختاری و پاداشی که از طریق تعارض و جنگ حاصل شده، موجب می‌شود که یک فرهنگ جنگ‌طلبی شکل بگیرد و تقویت شود که دامنه آن از تعارض‌های درون انسانی تا بین انسانی گسترده شده و موجب درگیری‌های مداوم و نظام‌مند فرد با خود، با دیگران و در قالب گروه‌های جمعی شود.
بنابراین، لازم است انگاره و ساختار خشونت و تعارض خشونت‌آمیز، جای خود را به انگاره و ساختار صلح و تعارض رقابتی قابل بررسی از طریق یک گفتمان مشارکتی و حل مساله در راستای نیل به یک غایت برد- برد بدهد و انسانیتی تقویت شود که در ذات خود، حل مساله از راه‌های صلح‌آمیز و احترام به حقوق دیگران را فرهنگ کند. گروه جامعه‌شناسی صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران، در راستای مطالعه و تحلیل تعارض‌های خشونت آمیز یا خشونت‌گرا، ارایه راه‌حل‌هایی جهت پیشگیری یا حل و فصل آنها، ماندگاری و تداوم صلح بر اساس ایجاد و تقویت فرهنگ صلح و تاکید بر نقش شهروندی در حل تعارض‌ها و شکل‌گیری روزمره و به ویژه قالب‌بندی انگاره و ساختاری از روابط و مناسبات صلح محور و در نهایت، تلاش جهت گشتار حل تعارض به انتقال و حذف تعارض شکل گرفته و امیدوار است در این خصوص بتواند از طریق مباحث و سخنرانی‌های تخصصی، طراحی و انجام پژوهش‌های متناسب و انتشار برون‌دادهای مناسب و به ویژه رایزنی‌های تخصصی با گروه‌های ذی‌نفوذ یا هم‌سود و در نهایت، طراحی و تحقق فرهنگ صلح، گام‌های اساسی بردارد.

سهیم شدن در شناخت علمی صلح

حسن امیدوار

موسس گروه علمی تخصصی صلح

دستیابی به صلح، یکی از چالش‌های جدی جامعه جهانی در آغاز هزاره سوم است چرا که به نظر می‌رسد صلح نبض حیات اجتماعی در دوران جدید است. به همین دلیل، برای ترسیم هندسه صلح ابتدا باید باور آن و سپس دغدغه و نیاز به آن ایجاد شود. دلایل آکادمیک جهت تاسیس گروه علمی-تخصصی جامعه‌شناسی صلح، حول سهیم شدن در شناخت علمی صلح است: یک) ایفای سهم جامعه‌شناسی در معرفت پدیده صلح با تاسیس گروه علمی- تخصصی صلح، دو) جست‌وجوی پاسخ‌هایی برای معمای شکنندگی صلح، ٣) مشارکت در مباحث علمی در راستای استقرار صلح، ٤) رشد و توسعه نظریه اجتماعی صلح، ٥) ایفای نقش در تهیه تئوری‌های صلح و شناسایی رابطه قدرت و صلح (جامعه‌شناسی سیاسی صلح)، ٦) اشاعه و گسترش فرهنگ صلح و ترویج موهبت صلح و زیبایی‌های صلح (جامعه‌شناسی دینی صلح)، ٧) انسان‌شناسی صلح (شناخت عناصر جنگ یا صلح طلبانه در انسان)، ٨) جامعه‌شناسی فرهنگی صلح (شناخت عناصر فرهنگی موثر برجنگ یا صلح طلبی)، ٩) با تکیه بر خزائن نظریه‌های جامعه‌شناختی فهم کامل‌تری از شناخت پدیده‌های جنگ و صلح حاصل شود، ١٠) فهم تعارض‌های پنهان اجتماعی جهت تحقق صلح مدنی بین اقوام - مذاهب گروه‌ها - زبان‌ها و در پایان، همانطور که دور کیم گفته است هدف علوم اجتماعی بهبود امور اجتماعی انسان‌ها است که امید است گروه علمی تخصص جامعه‌شناسی صلح نیز به ایفای نقش و سهم خود در این امر مهم نایل شود.

جایگاه جامعه‌شناسی صلح در فضای آکادمیک و روابط بین‌الملل
به همان میزانی که انسان برتری خود را بر سایر گونه‌های جانداران و طبیعت اثبات کرده است نقش سلطه گرانه و منهدم‌کننده‌اش نیز نسبت به همنوعانش تحول یافته است. هیچ چیز ترسناک‌تر از این موضوع نیست که شاهد هستیم شرایط دهشتناک و محنت بار جنگ، منطقه خاورمیانه و مخصوصا همسایگان ما را در گیر کرده است و ترسناک‌تر اینکه ثروت و جنگ افزارها در اختیار کشورهایی است که دارای تفکرات افراطی و تجاوزگرانه هستند. اگر بپذیریم که تجمیع این همه تسلیحات، غرایز جنگ طلبانه را تشدید می‌کند و با در نظر گرفتن انبوه منازعات و جنگ‌های گسترده در منطقه، با بحث انباشتگی بحران‌های مختلف در منطقه خاورمیانه مواجه می‌شویم، بحث انباشتگی دارای اهمیت است چراکه حالت موجود را تشدید می‌کند. جنگ و صلح از جمله پدیده‌هایی هستند که ریشه‌هایی دارند که دیده نمی‌شوند پس دلیل مطالعات جامعه‌شناختی صلح تلاشی است که بتوانیم زایده‌ها و لایه‌های ظاهری را کنار بزنیم و بتوانیم ریشه‌های واقعیت اجتماعی آن را مطالعه کنیم. در این فضا‌ها واقعیت اجتماعی پوشیده است و ما واقعیت‌ها را نمی‌بینیم، چرا واقعیت اجتماعی جنگ و صلح را نمی‌توان دید؟ چون واقعیت اجتماعی جنگ، فضایی است کشمکشی که با لایه‌هایی پوشیده می‌شوند که دیده نمی‌شوند، فضای کشمکش از بحث‌های زیمل آغاز می‌شود و به دنبال آن، در فضای انتقادی دیدگاه‌های مارکس ادامه می‌یابد. بنابراین، ما برای شناخت علمی واقعیت اجتماعی پدیده صلح نیاز‌مند تاسیس جامعه‌شناسی صلح و بهره‌مندی از این دانش اجتماعی هستیم تا با مطالعه و شناخت علمی آن و سرمایه‌گذاری در این حوزه، بهتر به نتیجه برسیم و کار علمی انجام دهیم.
صلح منفی
طبق نظریه‌های جدید نیز البته صلح منفی، آبستن جنگ است و تعریف صلح منفی یعنی اینکه صلح با انصاف و عدالت لحاظ نشده باشد. نظریاتی که ما در جامعه‌شناسی صلح بیشتر به آن توجه داریم این است که شرایط طبیعی جامعه جنگ نیست، شرایط طبیعی جامعه صلح است و جنگ را به مثابه یک بیماری و تهاجم در نظر می‌گیریم که ما بدون اینکه آسیبی به کل ارگانیسم بزنیم می‌توانیم پدیده جنگ را از بین ببریم و از این زاویه پدیده جنگ در حیطه دانش آسیب‌شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد و در شروع، من لازم می‌دانم که توضیحی پیرامون تفاوت مفهوم صلح طلبی و مطالعه علمی پدیده صلح بدهم. بین این دو مفهوم تفاوت عمده وجود دارد.
جامعه‌شناسی صلح با نهضت‌های صلح طلب متفاوت است و تفاوت آن در این است که نهضت‌هایی که دنبال صلح طلبی هستند کلا از جهان آرزوها نشأت می‌گیرند و کاری که می‌توانند انجام دهند نقش‌شان یاری‌دهنده و تسکین‌دهنده و تقویت‌کننده است اما نمی‌تواند درمان‌کننده باشد. به همین دلیل، ما به دنبال علم صلح هستیم که به امید خدا راه‌اندازی شود. علم صلح که برگرفته از جهان شناخت است و به دنبال آن هستیم که چون صلح پدیده‌ای اجتماعی است و فقط با ابزارهای جامعه‌شناسی قابل شناخت است را با ابزارهای جامعه‌شناختی بتوانیم مطالعه کنیم، ریشه‌ها و علل و اشکال و پیامدهای صلح که باعث جنگ می‌شود را شناسایی کنیم.
همانطور که دورکیم می‌گوید جامعه‌شناسی به دنبال بهبود سرنوشت انسان‌ها است و ما تلاش می‌کنیم که بتوانیم با آشکارسازی چهره کریه جنگ و شناخت تاثیرات مخرب آن بر حیات و تمدن جامعه بشری، ریشه‌های صلح را درهمه جا پراکنده کنیم و آن هم با تقویت فرهنگ صلح، ترویج و اشاعه آن ممکن است. البته صلح مشکلاتی دارد و پیچیده‌تر از پدیده جنگ است و همانطور که گاستون بوتول می‌فرماید: برای شروع جنگ، اراده یک نفر کافی است و لیکن برای برقراری صلح اراده همگان لازم است. پس این استدلال مبین آن است که صلح مرکز گریز است و برای رسیدن به آن مستلزم پژوهش علمی و شناخت همه‌جانبه هستیم./اعتماد

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.