ضرورت تفکر و پژوهش درباره مسائل اساسی جنگ ایران و عراق

پرسشگری، پایه تبیین تاریخ جنگ

1395/10/1 |
18:42 |
شناسه خبر: 159144
ضرورت تفکر و پژوهش درباره مسائل اساسی جنگ ایران و عراق  پرسشگری، پایه تبیین تاریخ جنگ

یادداشت حاضر با اهتمام به الزامات و ملاحظات ناظر بر ضرورت تفکر درباره جنگ ایران و عراق نوشته شده است. ضرورت تفکر در این بررسی، با تأکید بر تعریف مفهوم تفکر توسط ای.وی.ایلین کوف(منطق دیالکتیک-1393) به معنای؛ «سامان بخشیدن به معلوم پیشین»، مورد استفاده قرار گرفته است.

محمد درودیان

ایران آنلاین / با این تعریف به نظر می‌رسد هم‌اکنون صورتی از تفکر درباره جنگ، از طریق مفهوم‌بندی رخدادها و تحولات جنگ، در چارچوب رویکردهای مختلف، در اذهان شکل گرفته است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.برای توضیح درباره ضرورت تفکر در مسأله جنگ ایران و عراق، محورهای زیر مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است:
1- طرح مسأله
 نظر به‌عنوان بحث، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از تفکر درباره جنگ ایران و عراق چیست؟ تعریف فکر در منطق، حرکت ذهن به سوی امور و مقدمات معلوم و سپس حرکت از معلوم برای کشف مجهول است. با پذیرش تعریف یاد شده پاسخ اولیه به این پرسش  این است که بر پایه معلومات و دانسته‌های جنگ باید به پرسش ها و مجهولات جنگ پاسخ داده شود. با فرض اینکه معلومات درباره جنگ ایران و عراق، مجموعه اطلاعات و نظراتی است که هم‌اکنون به صورت گفتار و نوشتارها، بیان یا منتشر شده است، این پرسش به میان خواهد آمد که منظور از مجهولات جنگ چیست؟
 نظر به اینکه آنچه درباره جنگ گفته یا نوشته شده است، حاصل واکنش به مسأله جنگ در زمان وقوع و پس از آن است، بنا براین معلومات جنگ در واقع صورتی از پاسخ به نیازها، در «زمان» واقعه است، در حالی که مجهولات، بخشی از امکان و ظرفیت های نهفته در درون جنگ، برای پاسخ به نیازهای حال و آینده است. با فرض صحت توضیح یاد شده، اساساً شکل‌گیری و تغییر گفتار و نوشتارهای جنگ، با زمان و شرایط  نسبت دارد، زیرا تغییر به معنای حرکت دائمی از معلوم به مجهول، با ارائه پاسخ جدید، به مسائل جدید است. بنابراین معلومات کنونی از جنگ، حاصل پاسخ به نیازهای زمانه خودش است، در حالی که مجهولات، به معنای مسائل اساسی حال و آینده است که نیازمند پاسخ جدید دارد، به همین دلیل موجب تأکید بر ضرورت تفکر درباره جنگ شده است.  در این بررسی فرض بر این است که پاسخ عملی و اولیه به مسأله جنگ، در زمان جنگ و با اهتمام به دفاع در برابر تجاوز داده شده است و رویکردهای موجود نیز حاصل آن است، ولی ضرورت توسعه و تعمیق تجربه دفاعی ملت ایران، موجب تأکید بر ضرورت اندیشه درباره مسأله جنگ شده است. همچنین مجهولات کنونی جنگ در نسبت با گذشته، همچنین برای پاسخ به نیازهای حال و آینده، محرک و درون مایه تفکر درباره مسأله جنگ را تشکیل می‌دهد.  بر پایه مقدمات و مفروضات یاد شده، گرچه تا اندازه ای پاسخ اولیه به پرسش پیشین، مبنی بر منظور از مجهولات جنگ چیست؟ روشن شد، ولی پرسش دیگری را باید پیگیری کرد، مبنی بر اینکه برای تفکر درباره جنگ، از کجا و چگونه باید آغاز کرد؟ با نظر به اینکه تفکر در نسبت با مسأله و پاسخ به آن موضوعیت پیدا می‌کند، بنابراین پرسش اولیه بحث که پیش از این نیز به آن اشاره شده است، باید به این شکل تعبیر و اصلاح شود؛ مسائل جنگ در آینده چیست و با چه روشی باید به آن پاسخ داد؟
2- تفکر در مسائل اساسی جنگ
 بر پایه توضیحات یاد شده این پرسش نیاز به پاسخ دارد که جنگ چگونه موضوع تفکر است؟ به عبارت دیگر آیا امکان و قابلیت تفکر درباره جنگ، به اعتبار ماهیت، صورت و نتایج آن وجود دارد؟ گرچه پاسخ به پرسش یاد شده در این بررسی، برای تأکید بر ضرورت اندیشه در باب جنگ طرح شده است، ولی این موضوع بدلیل اهمیتی که دارد، باید در فرصت دیگری مورد بررسی قرار بگیرد.نظر به تأثیرات جنگ بر ماهیت و کنش‌های فردی – اجتماعی، باید تأکید کرد، جنگ از حیث زمینه‌های وقوع، ویرانگری با کشتار و تخریب، دشواری ها و چالش های ادامه و پایان دادن به آن، مهمتر از همه، نتایج و پیامدهای جنگ در ابعاد مختلف و به‌صورت درازمدت، بسیار مخاطره‌آمیز است. برابر این توضیح، جنگ بدلیل مخاطرات و خطرپذیری آن در مواجهه انسان با تهدید موجودیت و بقا، تأمل برانگیز و مورد بازاندیشی اساسی در رفتار و اعمال فردی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و امنیتی کشورها می‌شود.
 تعریف تفکر درباره جنگ در این بررسی، به این معناست که هرچند تجربه حسی و ادراکی جنگ، موجب شکل‌گیری مجموعه‌ای از اطلاعات و تحلیل درباره وقایع و موضوعات مختلف، در چارچوب رویکردها می‌شود، ولی تحول یاد شده به معنای شکل‌گیری عناصر و مؤلفه‌های اصلی و اساسی جنگ در ذیل یک نظام معرفتی نیست. حال برای درک کلیت مسأله جنگ، باید از طریق پرسشگری و تفکر، نسبت های جنگ را با سایر امور، مورد واکاوی قرار داد. بر پایه تعریف یاد شده چنانچه اشاره شد این پرسش وجود دارد که مسائل جنگ در آینده چیست و با چه روشی باید به آن پاسخ داد؟ پاسخ به پرسش یاد شده باید فراتر از وقایع و با تأکید بر نسبت های دو یا چندگانه موضوعات و مسائل مورد بررسی قرار بگیرد. در این بخش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
نسبت جنگ با انقلاب
 نسبت اهداف سیاسی جنگ با قدرت نظامی
 نسبت منابع کشور با اهداف سیاسی جنگ
 نسبت پیروزی‌ها و شکست‌ها، با ثبات یا بی‌ثباتی سیاسی
 نسبت جنگ با وضعیت سیاسی – اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی کشور
 نسبت نتایج و دستاوردهای سیاسی، نظامی و امنیتی جنگ، با موقعیت کنونی ایران
 نسبت تجربه جنگ گذشته، با نیازها در جنگ آینده
  ضرورت تأمل درباره نسبت های یاد شده درباره مسائل اساسی جنگ، بیانگر این معنا است که، گرچه جنگ به معنای درگیری های سیاسی و نظامی میان ایران و عراق، خاتمه یافته است، ولی به شکل بسیار پیچیده تری، با حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، در ابعاد مختلف، درهم آمیخته است. تعریف و تبیین نسبت های یاد شده، به‌عنوان زمینه‌های تفکر درباره جنگ ایران و عراق، با ابتنا به مبانی، اصول و روش حاصل خواهد شد. روش در این بررسی به معنای تکنیک های تحقیق نیست، زیرا دغدغه تفکر و طرح پرسش در باب نسبت های مجهول درباره جنگ، خود واجد روش و سرآغاز اندیشه درباره جنگ است.
3- روش بررسی
 برای تفکر درباره مسائل جنگ ایران و عراق ملاحظاتی وجود دارد که باید به آن توجه کرد. هم‌اکنون برخی رویکردهای مختلف نسبت به جنگ ایران و عراق شکل گرفته است که به مثابه صورتی از تفکر درباره جنگ است، به این اعتبار که نوعی فعالیت ذهنی به منظور مفهوم‌بندی وقایع و موضوعات جنگ ایران و عراق است، چنانچه از یک سو موجب پاسخ به نیازها و مفهوم‌بندی رویدادهای جنگ شده است، از سوی دیگر شیوه تفکر تاریخی به جنگ را شکل داده است. برای توضیح رویکردهای موجود و شکل‌گیری آن در پاسخ به نیازهای زمان جنگ و پس از آن، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:  پرسش از نسبت عملیات‌های نظامی با اهداف سیاسی، موجب شکل‌گیری رویکرد تاریخی – عملیاتی به جنگ شده است.  پرسش از علت و نحوه تصمیم‌گیری در برابر وقوع جنگ، ادامه و پایان آن، موجب شکل‌گیری رویکرد سیاسی – انتقادی به جنگ شده است.
 نسبت میان انگیزه‌های اعتقادی با واکنش فردی – اجتماعی در برابر جنگ، موجب شکل‌گیری رویکرد فرهنگی – معنوی به جنگ شده است.
با این توضیح برای تفکر درباره جنگ دو روش کلی وجود دارد: نخست اندیشه درباره جنگ از طریق نقد و بررسی رویکردهای موجود است. زیرا رویکردها به مثابه روش تفکر درباره جنگ، موجب فراهم‌سازی صورتی از فهم شده است که تحت شرایط خاصی شکل گرفته، هر چند پاسخگوی نیازهای آینده نخواهد بود، البته اهمیت آن از حیث تاریخی حفظ خواهد شد. در عین حال نقد و بررسی رویکردها، مهم‌ترین گام برای گریز از فهم موجود و رسیدن به فهم جدید از جنگ است. راه حل دوم طراحی و شاکله‌سازی نظام جدید معرفتی از جنگ، از طریق «روش مسأله محور» است. برابر نظریه معرفت شناسی کانت، تجربه حسی با جزئیات سر و کار دارد که در زمان و مکان متعین شده است. قوه فاهمه نیز تابع اصول پیشینی یا همان ما قبل تجربه است که از طریق آزمون تجربه آشکار می‌شود. ولی شاکله‌سازی از طریق قوه خیال حاصل خواهد شد که میان دو قوه تجربه و فاهمه قرار دارد و موجب ایجاد وحدت و انسجام در عناصر متشتت و متکثر حسی خواهد شد. (حداد عادل – 1392 – مقالات کانتی – ص162) برابر روش دوم در واقع بنیان ها و شالوده تفکر درباره جنگ شکل خواهد گرفت و از نتایج احتمالی آن بنیانگذاری نظریه‌های جدید، در ابعاد مختلف خواهد بود.
4- گام‌های اولیه در بررسی مسائل جنگ
 کاربرد عملی نظریه معرفت شناسی کانت، برای شاکله‌سازی نظام معرفتی از عناصر و کلیت جنگ، ناظر بر این معنا است که، تجربه جنگ موجب اطلاعات از جزئیات رخدادها و تحلیل پاره‌ای از امور شده است که هم‌اکنون بخشی از معلومات را شکل داده است، ولی از طریق این جزئیات نمی‌توان مسائل اساسی جنگ و مجهولات را فهم کرد و به آن پاسخ داد، بنابراین برای فهم نسبت های مجهول، باید در باب جنگ ایران و عراق تفکر و اندیشه کرد. به نظر می‌رسد تجمیع میان دو روش یاد شده برای تفکر درباره جنگ، از طریق اقدامات زیر حاصل خواهد شد:  تبیین علت و چگونگی رخدادهای جنگ، به جای توصیف و تشریح جزئیات. پاسخ به پرسش های موجود درباره مسائل جنگ، به جای نادیده گرفتن و انکار آن.  تبیین مسائل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی موجود، در نسبت با نتایج و پیامدهای جنگ، در ساختارسیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورپاسخ به نیازهای حال و آینده، از طریق تبیین تجربه جنگ. به نظر می‌رسد اهتمام به مسیر یاد شده، می‌تواند «تفکر» درباره مسأله جنگ را، با نگرش «مسأله محور»، سامان دهد. به این شکل که روشمندی در بررسی و نتایج حاصل از تفکر درباره جنگ، با طرح پرسش ها و تعریف نسبت های مجهول، به‌صورت تدریجی عناصر و مؤلفه‌های کلی جنگ را برای شاکله‌سازی نظام معرفتی جدید آشکار و روشن خواهد کرد. از این طریق مسأله جنگ به جای تبدیل به مناقشه سیاسی یا تبلیغات درباره نقش افراد و سازمان ها، محل تفکر برای درس آموزی و ساماندهی امور خواهد شد. برپایه توضیحات یاد شده، این پرسش همچنان وجود دارد که؛ آیا مسیر تازه‌ای برای بنا کردن شالوده تفکر درباره جنگ ایران و عراق، با روش «مسأله محور»، از طریق پرسشگری، گشوده خواهد شد؟/روزنامه ایران

نظرات | 0 نظر
captcha