کاهش سرسبزی مازندران به روایت خبرنگار <گاردین>

استانها /
شناسه خبر: 144349

«بسیاری از ایرانیان دوست دارند برای سفر به شمال کشور بروند که با پوشش گیاهی سرسبز دریای خزر و آب و هوای مرطوب منطقه‌ای جالب توجه است،

ایران آنلاین /اما بیشتر بازدید‌کنندگان خارجی برای دیدن شهرستان‌های تاریخی اصفهان، شیراز و یزد به جنوب می‌روند. ما به شهرستان کاشان در منطقه کویر مرکزی ایران سفر کردیم.» این جملات از میانه‌های متن سفرنامه خبرنگار روزنامه «گاردین» چاپ انگلیس که در روزهای اخیر به ایران سفر کرده انتخاب شده است؛ جملاتی که قطعاً برای شمالی‌ها حائز اهمیت و قابل تأمل است.
اما... دو واکنش
واکنش اول: دیدگاهی که تسلیم این حقیقت تلخ می‌شود و به عبارتی به خارجی‌ها حق می‌دهد که به اصفهان و شیراز و... بروند و حتی پیش و بیشتر از آن، به این اعتراف می‌کنند که: وقتی خود ما مسحور و مقهور این همه زیبایی و تاریخ و توسعه می‌شویم! پس این حق برای خارجی‌ها نیز محفوظ است...! اصفهان دارای تاریخ باشکوهی است و سفرنامه‌های متعدد به جای مانده از سفر اروپاییان و... به این استان زیبا در اعصار مختلف تاریخ، نشان از همین حقیقت دارد. به طور مثال، یک نمونه از این سفرنامه‌ها که اتفاقاً از مهم‌ترین سفرنامه‌ها نیز در این زمینه به شمار می‌آید سفرنامه حاجی بابا اصفهانی، نوشته «جیمز موریه» انگلیسی (مأمور سیاسی دولت انگلستان در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه) است.
واکنش دوم: متعلق به کسانی است که معتقدند حقایق دیگری نیز وجود دارد که از چشم‌ها پنهان مانده است! و آن حقیقت، قدمت و تاریخ باشکوه و قابل تأمل شمال ایران است. شمال ایران به گواه اسناد معتبر تاریخی علاوه بر مواهب طبیعی خدادادی، از غنای فکری و فرهنگی و زبانی و... فراوانی برخوردار بوده است. مازندران از استان‌های این خطه سرسبز است، وقتی به گوشه و کنار آن نگاهی از سر تأمل بیندازیم ردپای تاریخ را در تمام تار و پود آن خواهیم دید.
ساکنان قدیم غرب دریای مازندران، کادوسیان نام داشتند. در منطقه میانی و شرقی دریای مازندران اقوام آنریاک، مردویی و تپورها ساکن بوده‌اند که بعدها ایرانیان آن را تپورستان و با آمدن اعراب این منطقه را طبرستان نامیدند. تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه (یعنی میان آمل و گرگان امروزی) زندگی می‌کردند؛ مرز شرقی آنها استرآباد و مرز غربی آنها از چالوس بود. از این‌رو مازندران بخشی از تپورستان است که مرکز آن شهر تاریخی ساری بوده و هست. «اراستوفن» می‌نویسد: «قبیله‌‌هایی که در کناره دریای کاسپین بودند چنین ‌اند: هیرکانیان، آماردها، آناری‌ها، کادوس‌ها، آلبانی‌ها و کاسیان.» وی همچنین نوشته: «تپورها قبیله‌ای بودند که در سرزمین هیرکانی ساکن و جزو قبایل کنار دریا نبودند.» ظاهراً ایشان قبایل گسترده‌ای بودند که با آمدن آریایی‌ها عقب رانده شدند و همین نکته دلیلی است بر اینکه این منطقه، قبل از کوچ آریایی‌ها دارای تمدن و تاریخ بوده است. پیش از ورود آریاییان به ایران و مازندران مردم بومی این منطقه از راه شکار و گله‌داری امرار معاش می‌کردند. مطالعات باستان شناسی در غارهای کمربند و هوتو بهشهر، حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 پیش از میلاد می‌رساند.
چندی پیش با «سیدرحیم موسوی» معاون صنایع دستی میراث فرهنگی مازندران صحبت می‌کردم که می‌گفت: ما صنایع دستی بسیار زیبا و فاخری داریم که تنها متعلق به همین سرزمین است و با هیچ منطقه دیگری مشترک نیست! مثل چادر شب مازندرانی که نه تنها چیزی کم از سفره قلمکار اصفهان ندارد، بلکه اگر منصف باشیم و کمی از زیبایی شناسی سر در بیاوریم اذعان می‌کنیم که زیباتر از آن نیز هست.
«متکازین» که در حقیقت نوعی گلیمچه است و از آن به‌عنوان زیرانداز و گاه روکش پشتی استفاده می‌شده است. گویا وجه تسمیه آن، این بوده که برای مُتَکای زین اسب استفاده می‌شده است. نقوش گلیم و گلیمچه منطقه «متکازین» به طریق سینه به سینه انتقال یافته و از نقشه برای بافت آن استفاده نشده و همه طرح‌ها به صورت ذهنی به اجرا درمی‌آید. چنته لفور، کرک چال، کلز، رسین گل، لاک تراشی، جوله، کیله لاک، نمد مالی، موج بافی و بسیاری صنایع دستی دیگر که تنها به نام بردن از آنها بسنده می‌کنیم...
معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی مازندران همچنین از یک حقیقت تلخ دیگر نیز پرده برداشته بود و آن هم عدم شناسایی دقیق و عمیق ظرفیت‌های فراوان مازندران بوده و حال باید پرسید که چرا این اتفاق نمی‌افتد؟! چرا شمال ایران تا این حد مهجور و مظلوم واقع شده و از این همه تاریخ و تمدن و فرهنگ و هنر و... تنها سرسبزی جنگل‌هایش و نسیم صبحگاهانش و آبی بیکران دریایش به گوش جهانیان رسیده است. آری، مازندران دیرینه‌ترین و کهن‌ترین تاریخ‌های ایران زمین را دارد، اما چه کنیم که کمتر آن را شناخته و شناسانده‌ایم! چه کنیم که در تابوتی سبز، مرگش را به نظاره نشسته‌ایم!
ای کاش ایرانیانی که به مازندران سفر می‌کنند، فرصتی هم برای شناخت تاریخ و تمدنش بگذارند و اگر هزار بار به دیدن دریایش می‌آیند، یکبار هم به دیدن موزه‌های مردم شناسی‌اش و آثار باستانی و اماکن فراوان تاریخی‌اش بروند! اما باز هم چه کنیم که آوازه مواهب طبیعی‌اش آنقدر بلند است که فریاد هزاران سال تاریخ و تمدنش از قعر کوه‌ها و غارها و تپه‌هایش به گوش نمی‌رسد.
بگذارید یک خاطره برایتان تعریف کنم. روزی در کلاس درس نشسته بودیم که یکی از معلمان ما که مازندرانی هم نبود، از بچه‌ها پرسید: سوغاتی‌های مازندران چیست؟ بچه‌ها یکصدا گفتند: برنج و مرکبات! بعد معلم به صرافت افتاد که یعنی باید یک کیسه برنج را با خود به سوغات ببرم؟ و این یعنی اوج غفلت از تاریخ و فرهنگ و تمدن! یادمان نرود که در گذشته‌های دور، خارجی‌ها، ایران را به اویل (نفت) می‌شناختند، اما با گذشت زمان و توسعه و پیشرفتی که در عرصه‌های مختلف صورت گرفت، فهمیدند ایران علاوه بر نفت، چیزهای دیگری هم دارد که بسیار با ارزش‌تر از نفت است!  روزنامه ایران


 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.