گفت‌وگو با مریم کاظمی، کارگردان تئاتر

خنده ها و گریه ها در نمایش " رام کردن زن سرکش"

فرهنگی /
شناسه خبر: 10394

رام کردن زن سرکش از کمدی‌های مشهور ویلیام شکسپیر است که با ترجمه و دراماتورژی کوروش اسداللهی و کارگردانی مریم کاظمی در تالار ایوان شمس اجرا می‌شود.

ایران آنلاین/ رام کردن زن سرکش از کمدی‌های مشهور ویلیام شکسپیر است که با ترجمه و دراماتورژی کوروش اسداللهی و کارگردانی مریم کاظمی در تالار ایوان شمس اجرا می‌شود. کاظمی تاکنون آثار متعددی را هم در ژانر کودک و نوجوان کارگردانی کرده است با او در خصوص کار اخیرش گفت‌و‌گو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

درباره رام کردن زن سرکش باید گفت که باپتیستا مینولا بازرگانی بسیار ثروتمند اهل پادوآ دو دختر دارد. دختر بزرگ‌تر، کاترینا، به سبب کارها و روحیه شیطانی که دارد در شهر و دیار خود انگشت نماست و از همین رو بی‌شوهر مانده‌است؛ حال آنکه خواهر کوچک‌تر، بیانکا، که محجوب و سربه زیر است، خواستگاران بسیار دارد، ولی پدر از پذیرفتن و دادن پاسخ مساعد به خواستگاران خودداری می‌کند؛ مگر آنکه اول برای دختر بزرگ‌تر شوهری پیدا شود...

آیا می‌توان شکسپیر را به اعتبار نوشتن رام کردن، نخستین فمینیست دنیا در نظر گرفت؟
‌فمینیسم به معنای واقعی یعنی فرصت‌ها و حقوق برابر برای مرد و زن‌. این می‌تواند یکی از تم‌های نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» باشد ولی اگر فمینیسم به معنای طرفداری یک جانبه از حقوق زنان باشد خیر. قبل از اینکه جنبش یا حرکتی نام فمینیسم به خود بگیرد‌ و به اصطلاح تئوریزه شود، زمینه‌های آن در جامعه وجود داشته و مردان و زنانی بوده‌اند که برای برابری‌ها‌ی اجتماعی تلاش کرده‌اند و نمودهای آن در علوم و هنرها تجلی پیدا کرده است. به وجود آورند‌گان سبک‌ها‌، الزاماً بهترین نمونه‌های آن سبک نبوده‌اند. مثلاً مبدع سبک خراسانی در شعر فارسی، ابوشکور بلخی است ولی بهترین شاعر این سبک فردوسی است. با توجه به شناخت جهانی نسبت ویلیام شکسپیر و تبحر در نوشته‌هایش نمی‌توان پذیرفت که شکسپیر نخستین فمینیست دنیا است، فقط بسادگی می‌توان گفت شکسپیر نویسنده زمانه خود است و برای جذب تماشاچیان بعد از رنسانس از همه جذابیت‌ها‌ی مد روز استفاده می‌کرد تا باب طبع همه تماشاچی‌ها با هر سلیقه و هر دانشی باشد. پروتستان بودن الیزابت و تأثیر نوع زندگی و نگرش او به سلطنت در انگلستان و فردیت‌گرایی او شکسپیر را هم تحت‌تأثیر قرار داده بود.

تم نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» آزادی اجتماعی یا خانوادگی زنان نیست‌، از این بابت کاملاً با نمایشنامه‌هایی که ادعای آن را دارند مثل «‌خانه عروسک» اثر ایبسن مخالف هستم. «رام کردن زن سرکش» به نقد رفتارهای اجتماعی جا افتاده‌ و غلط می‌پردازد که چگونه آدم‌ها را اعم از زن و مرد به دروغ و ریا وامی دارد به‌طوری که بعد از مدتی تنها قالب پذیرفته شده اجتماعی می‌شود و اگر کسی پیدا شود که حقیقت را ببیند و اعتراض کند از طرف اقشار مثلاً محترم جامعه‌، لقب بددهن و شرور و سرکش‌ می‌گیرد زیرا همه خود را به خواب زده‌اند

چه نکاتی در متن هست که شما را در مقام کارگردان واداشته که آن را کار کنید؟
علت انتخاب نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» علاقه شخصی من به این نمایش از بین کمدی‌های شکسپیر است. با سبکی که شکسپیر در نگارش کمدی‌ها‌یش به‌کار برده، اعم از نوع داستان، شخصیت‌پردازی و استفاده از انواع حقه‌های نمایشی‌ مرسوم که در دوره خودش باعث می‌شد یک نمایش کمدی تلقی شود، این نمایش قابلیت‌های بیشتری برای اجرا در ایران و تماشاچی ایرانی دارد. ضمن اینکه موضوع کاملاً اجتماعی و خانوادگی است. ضمن اینکه من به عنوان کارگردان این داستان را دوست دارم و دلم می‌خواهد آن را تعریف کنم. تیپ‌ها باور‌پذیر و قابل تبدیل به تیپ‌های امروزی، گفت‌وگوها روان و ساده و کاربردی‌، استفاده از عناصر سنتی کمدی، پایان خوش و سوء‌تفاهم است. البته داستان خطی این نمایش، در عین جذابیت بسیار روان است‌.
با توجه به اینکه زنان ما نسبت به زنان روزگار‌ الیزابت از آزادی‌های بیشتری برخوردارند، ضرورت اجرای این اثر چیست؟
تم نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» آزادی اجتماعی یا خانوادگی زنان نیست‌، از این بابت کاملاً با نمایشنامه‌هایی که ادعای آن را دارند مثل «‌خانه عروسک» اثر ایبسن مخالف هستم. «رام کردن زن سرکش» به نقد رفتارهای اجتماعی جا افتاده‌ و غلط می‌پردازد که چگونه آدم‌ها را اعم از زن و مرد به دروغ و ریا وامی دارد به‌طوری که بعد از مدتی تنها قالب پذیرفته شده اجتماعی می‌شود و اگر کسی پیدا شود که حقیقت را ببیند و اعتراض کند از طرف اقشار مثلاً محترم جامعه‌، لقب بددهن و شرور و سرکش‌ می‌گیرد زیرا همه خود را به خواب زده‌اند.
به عنوان یک زن ایرانی چقدر مسائل زنان جامعه‌ برایتان اهمیت دارد که در آثارتان به آن بپردازید؟
به عنوان یک زن ایرانی مشکلات زنان را جدا از مشکلات مردان جامعه نمی‌دانم‌. وقتی‌ از مشکلات و مسائل صحبت می‌کنیم نمی‌توانیم مرد و زن را جدا کنیم‌ و شخصاً از این تفکیک جنسیتی‌، حمایت نمی‌کنم‌.
آنچه باعث می‌شود که این اجرا فراتر از یک کمدی خنده‌آور، تأثیرگذار باشد. چیست؟
خواست کارگردان‌، تحلیل و جانمایی‌ متن خارجی با مقتضیات واقعی زندگی امروز نه اطلاعات کتابی و حفظ شده‌ای که از شکسپیر آموخته و خوانده‌ایم یا تقلید از اجراهای خارجی که دیده‌ایم. تمرین مستمر و فراوان‌، دقت در استفاده از حرکات و شوخی‌ها‌. توجه به تم نمایش به‌طور عمیق و تلفیق‌ و ترکیب آن با تئاتر امروز‌.
فاصله‌گذاری در اجرای شما منطق برشتی دارد؟
به هیچ‌وجه. در این اجرا هیچ فاصله‌گذاری صورت نگرفته است. صحبت با تماشاچی، فاصله‌گذاری نیست، استفاده از سبک نمایش کمدیا دل‌آرته و نمایش سنتی ایرانی است.
مرز بین خنده و زایل نشدن اندیشه بسیار لغزنده است. مواجهه شما در این نمایش چگونه است؟
خندیدن که مقابل اندیشه نایستاده است. برای اندیشیدن که حتماً نباید جدی بود. یک نمایشنامه کمدی درست نوشته شده‌؛ با توجه به نوع ارائه موقعیت‌ها یا رفتارها یا شخصیت‌های کمیک ‌و استفاده از آنها، مسأله یا موضوعی را بیان می‌کند که خندیدن جلوی دریافت آن را نمی‌گیرد. کافی است به عنوان کارگردان یا گروه اجرایی این عناصر را بدرستی تشخیص داده و در کنار هم بچینید.
کمدین در مهار خود برای رسیدن به مرزهای اندیشه در جریان بازی چگونه باید عمل کند که خنده تماشاگران مانع از بازی درستش نشود؟
اینها به تکنیک‌های اجرایی برمی‌گردد. انواع کمدی وجود دارد که در نوشته و اجرا خود را به‌گونه‌های مختلف نشان می‌دهند. کلمه کمدین به معنای مصطلح فرنگی، ‌در ایران وجود ندارد و فقط بازیگری وجود دارد که نقش کمدی را ایفا می‌کند و با توجه به سبک انتخابی اجرای نمایش از طرف کارگردان و توافق گروهی برای ایجاد فضای خنده تماشاچی‌ها، قراردادهایی را می‌گذراند که به جریان بازی لطمه نخورد.
تکنیک و فرم در تئاترتان چگونه باید اصالت پیدا ‌کند تا دچار فرم‌زدگی نشوید؟
فرم در نمایش علاوه بر سهولت بسیار زیباست و بیشتر مواقع سرپوش دلفریبی‌ بر فقدان اندیشه واقعی می‌گذارد. رفتن به سمت فرم و شکل‌، معمولاً‌ توسط دو گروه انجام می‌شود. نخست کارگردانان و گروه‌های با‌تجربه که با تحلیل درست بهترین شکل را انتخاب می‌کنند و نمایش خویش را از حالت کلیشه‌های رایج نجات می‌دهند و دوم کارگردانا‌ن کم‌تجربه که در فقر دانش و تحلیل یا مجاز نبودن به ارائه معنای واقعی متون نمایشی یا به اصطلاح سانسور، به سمت فرم، حرکت و تصویر هجوم می‌برند که تماشاچی را از درک و تشخیص فقر واقعی اجرا عاجز کنند. ما در گروه تئاتر مستقل تلاش می‌کنیم تا بتوانیم‌؛ نقطه حرکت اجراها‌یمان را به سمت استفاده از فرم ـ با توجه به متن نمایش ـ پیش برده و صرفاً چیزی را برای اینکه زیباست یا مد روز است انتخاب نکنیم‌. ممکن است اشتباه بفهیم یا درست انتخاب نکنیم ولی در این جهت حرکت می‌کنیم.

زمینه‌های فرهنگی جامعه خندیدن‌ و گریه کردن را برای مردم سخت کرده است. ما براحتی نمی‌خندیم‌. برای خندیدن نیاز به جوک و شوخی‌های دست پایین و برای گریه کردن هم نیاز به تراژدی‌های فوق بشری داریم‌. آستانه درک و تأثرمان آسیب دیده است

در مقام کارگردان انتخاب و هدایت بازیگران را چگونه سمت و سو داده‌اید که نتیجه دلخواه در صحنه آشکار شود؟
سعی کردم به جای اینکه بازیگران را به تصویر ذهنی خودم نزدیک کنم، خود را به امکانات بدنی، بیانی و خلاقیت موجود بازیگرانی که در اختیار دارم نزدیک کنم و نقش را به آنها نزدیک کنم.
چرا در تئاتر امروز شاهد پیدایش کمدین‌های مطرح نیستیم؟
همان‌طور که گفتم ما کمدین نداریم، زیرا نمایش کمدی نداریم و این دلایل مختلفی دارد. یکی آنکه استقبال روشنفکران جامعه از مثلاً نمایش‌های جدی پر‌ملات، اندیشه‌گرایی کاذب، تمثیل‌پردازی، استعاره به جای واقعیت‌های ملموس و حقیقی جامعه اطرافمان، رفتن به سوی کمدی را تبدیل به یک کار سخیف کرده است. بنابراین بازیگران مستعد و علاقه‌مند کمدی نمایش‌های به اصطلاح آزاد را پایه‌ریزی کرده‌اند که به اعتقاد من تنها تئاتر به معنای واقعی و مردمی هم همین آثار آزاد است. زیرا تماشاگران آن مردم ‌معمولی هستند و نه دانشمندان، هنرمندان و دانشجویان ‌تئاتر. اصرار شوراهای نظارت و ارزشیابی در سال‌های گذشته در حذف عناصر لازم واقعیت‌های اجتماعی، باعث شده تا گروه‌های تئاتری به شکل سخیفی به تئاتر آزاد سوق پیدا کنند. ولی ما آن کارها را نمی‌بینیم و تحلیل و نقد هم نمی‌کنیم چون خود را فرهیخته می‌دانیم و اجراهای آزاد را در‌شأن خودمان نمی‌دانیم‌. بنابراین‌ از نیاز واقعی جامعه بی‌خبریم. چون عملاً و عمداً آن را با قضاوت‌های نادرست خود تفکیک کرده‌ایم. ما بازیگران کمدی تئاتر‌های آزاد را داریم ولی کسی کوشش آنها را نمی‌بیند‌ بنابراین استعداد آنها شکوفا نمی‌شود و در حد شیرین‌کاری و جوک باقی می‌ماند.
اجرا کردن آثار کمدی برایتان سخت‌تر است یا تراژدی؟
برای من اجرای هردو گونه سخت است زیرا به دلایلی که قبلاً گفته‌ام زمینه‌های فرهنگی جامعه خندیدن‌ و گریه کردن را برای مردم سخت کرده است. ما براحتی نمی‌خندیم‌. برای خندیدن نیاز به جوک و شوخی‌های دست پایین و برای گریه کردن هم نیاز به تراژدی‌های فوق بشری داریم‌. آستانه درک و تأثرمان آسیب دیده است. 
تنوع کاری برای کارگردان چه مزیتی دارد؟
تنوع شناخت، تجربه و آشنایی وسیع‌تری از مخاطبان و خواست‌های جدید را برایتان به ارمغان می‌آورد. می‌توان از عناصر سبک‌ها و تنوع اجراها برای کارهای دیگر استفاده خوبی کرد و گروه اجرایی را از ورطه تکرار نجات داد.
شما با گروه آناهیتا تئاتر را آغاز کرده‌اید. از آنجا چه دستاوردی را به تئاتر آوردید؟
آشنایی من با هنر تئاتر به‌طور جدی‌، با هنرکده آناهیتا و مصطفی و بعدها مهین اسکویی بوده است. مهمترین دروس من از این استادان بزرگ، احترام عمیق به تئاتر، جدا از معضلات اجتماعی و سلیقه روز‌، کار گروهی و توجه به همکاری در پشت و روی صحنه، عمل‌گرایی به‌جای اظهار فضل، احترام به هنرمندان قدیمی و کسانی که شرایط امروز را مهیا کرده‌اند، تأثیر تمرین، تلاش و احترام به حقوق تماشاچی بوده است که بعدها با رفتن به دانشکده و ورود به کارهای حرفه‌ای تکمیل شد.
چرا ارتباط‌تان با گروه بازی (‌آتیلا پسیانی) ادامه پیدا نکرد؟
علت اینکه همکاری ما با هم ادامه پیدا نکرد صرفاً جبر زمان و ادامه طبیعی هرنوع همکاری و مشارکتی است‌. همه کارهای مشارکتی عمری دارد و دیر و زود شکل عوض می‌کند‌. بهترین و منطقی‌ترین ادامه همکاری هنرمندان گروه تئاتر بازی، در تئاتر، همین شرایط کنونی است. ما اهداف مشترک‌مان را در گروه‌های دیگری که داریم پیگیری می‌کنیم، اهداف گروه تئاتر بازی که مورد‌نظر و توافق من است در گروه تئاتر مستقل هم جاری است و ادامه دارد.
در میان آثارتان کدامیک را بیشتر دوست دارید و مواجهه تماشاگران با کارهایتان چگونه بوده است؟
طبیعتاً هرکس نخستین کارش را بسیار دوست دارد. به عنوان کارگردان‌، بعد از کارهای کلاسی دانشگاه‌، نخستین کار حرفه‌ای اجرایی من نمایش «خوابگردها» نوشته مرحوم حسین پناهی بود. ترس، وسواس و دلهره آن را داشتم که آیا موفق می‌شوم یا نه! با گذر از این مشکلات‌ و درک بهتر از شغلم‌ و همچنین استقبال تماشاگران باعث شد تا قدرت کافی برای ادامه کارم پیدا کنم. ولی اکنون در مقام مقایسه نمی‌توانم هیچ‌کدام از کارهایم را جداگانه بسنجم‌. هرکدام را صادقانه و با همان وسواس و تشویش‌های روز اول انجام داده‌ام و دردش را کشیده‌ام.
تئاتر شرقی و ایرانی در پیکره آثارتان چه اهمیتی دارند؟
اینکه ناگهان تصمیم بگیریم از تئاتر شرقی و ایرانی استفاده کنیم به نظرم اشتباه است. طبیعتاً ممکن است خیلی از ما وقتی در مورد شیوه‌های نمایش ایرانی مطلبی را می‌خوانیم، مایل باشیم متون مختلف را به آن نزدیک کنیم. اغلب ما در اوایل کارمان به دلیل کم‌تجربگی فوراً این شیوه‌ها را انتخاب و از آن استفاده می‌کنیم ولی اگر دانش و ذوق کافی داشته باشیم‌، کم‌کم می‌فهمیم که خود نمایشنامه به ما می‌گوید که برای اجرایش از چه شیوه‌ای استفاده کرد.
نقاب چه هویتی به کاراکترهای تئاتر می‌بخشد که شما در کارتان از آن استفاده کرده‌اید؟
نقاب یا ماسک هویت دیگری به بازیگر می‌بخشد‌. قراردادی نمایشی که از زمان کمدی‌های آریسطوفان در یونان مرسوم شده و تماشاچی آن را پذیرفته و باور کرده است. در طول تاریخ تئاتر نمایش‌های زیادی با اهداف و کاربردهای مختلف از ماسک استفاده کرده‌اند. در نمایش کمدیا دل‌آرته‌، از آنجایی که بازیگران سیار از شهری به شهر دیگر می‌رفتند و نمایش‌های مختلفی را با گروه همراه خود اجرا می‌کردند‌، استفاده از ماسک برای جداسازی نقش‌ها بسیار معمول بوده است. از این‌رو اگر وجود ماسک با توجه به سبک اجرایی لازم باشد حتماً از آن استفاده می‌کنیم. در کار «رام کردن زن سرکش» هم از ماسک به عنوان همین ابزار قراردادی و سنتی هنر نمایش بهره‌گیری شده است.
برخی منتقدان از موسیقی ایرانی در این اجرا ناراضی‌اند. نظرتان در این باره چیست؟
هرکار و انتخاب و اقدامی، موافقان و مخالفانی خواهد داشت‌. به نظر من بسیار خوب است که کسانی ناراضی باشند‌. هرچقدر هم کارتان خوب باشد و فکر همه‌چیز را کرده باشید باز‌هم نمی‌توان همه را راضی کرد‌. این ماهیت کار هنری است‌. ولی تأثیری در انتخاب من نخواهد داشت زیرا اگر دلیل کافی برای انجام کاری از سوی کارگردان‌ وجود داشته باشد، با انتقاد و نارضایتی آن را تغییر نخواهد داد. البته گاهی هم نارضایتی‌ها نشان می‌دهد که انتخابها درست بوده‌اند.
اجرای چند‌باره رام کردن زن سرکش چه مزایایی برایتان داشته است؟
اجرای یک نمایش‌، روی صحنه بودن‌، احساس خوب بازیگر و کارگردان بودن و کار داشتن و کارکردن با مخاطبان بیشتری هم‌نفس بودن‌، تطبیق مکانی و زمانی اجرا و قابل انعطاف بودن آن برای ارائه در سالن‌های مختلف‌.
جلوگیری از استفاده ابزاری و مقطعی از هنرمند تئاتر باحمایت از اجراهای دوره‌ای و رپرتوار به منظور قدردانی کافی از زحمات یک گروه اجرایی. مبارزه با‌سنت غلط تبدیل تئاتر به گالری نقاشی در بالابردن و پایین آوردن سریع تابلوها در نمایشگاه‌های هنری. اجرای تئاتر؛ نمایشگاه نیست، نمایش زندگی روی صحنه به‌طور زنده است پس عمر آن به اندازه عمر رویداد‌های اجتماعی مؤثر در نمایش پویا است.

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.